2777
2789

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

رفتار خاصی ندارم چون اون انگلستانه و من  شیراز😁😁

😂🤕✋💜

     آرمیتا هسدم😒✋💜  شهریوری هستم💗💫💕🌹مهربوونم اما نه با هرکسی💛💚💜خیلی شادم خیلی خوشحال😍💄🌼معتقدم هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه حال خوبه من و خراب کنه😊😊😊به نظر دیگران مثل یه نظرسنجی نگاه میکنم😻😻😻          اسمم آرمیتاا است😘دهه هشتادی هستم😉خیلی راضی ام😆😅پیشنهادم به تو اینه که به نظر های منفی دیگران هیچ واکنشی نشون نده اصلا برات مهم نباشه..💕💫نذار کسی حال خوبه تو خراب کنه..😊❤تو بهتررینی🙏💗😘..اینو فراااموش نکن..🌼🌼🌼تازه من عاااشق دوستم حدیثم😘❤و بیشتر از اون😂عسل😍😍😍و عاااشق شیری هستم که عاشق جوجشه🐣🐤    وایسید لدفن بذارید بین این همه حرف ادبی یه چیزی هم بگم😆سوپ غذا نیست😐😐😐😐😐😐😐💔         باور کنید..😣      من یه انسان نادرم چوون از بستنی متنفرررم😥😖 و همچنین سوپ،آبگوشت،تخم مرغ،کله پاچه،قرمه سبزی،انواع گوشت ها هرچی که باشه😂از شیرینی ها دیگه به شددددت😣😣😣🚫بقیه رم یادم رفته🤔😍                       کلا وقتی ما میریم مهمونی صابخونه به من میگه آرمیتا چرا گوشت نمیخوری؟؟🤔بابام فووری میگه از بچگی لب به گوشت نزده😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑یعنی الان هنه فکر میکنم میدونن چقدر تخس و بد غذام😂😂😂😂😂🚫💔     راستی دیگه خیلی خودمونی شد😅💫💕                     اینو یادتون باشه..        ۹۹/۹/۱۰       میبینمتون😑😑😑😂😂😂😂😂😂💔💫

@bellatrixlestrng بلاتریکس بیا تروخدا

از کتاب سوم هری هیچی نفهمیدم😶اصن رگهای مغزم توهم گره خورد وقتی فصل ۳۷ رو خوندم.اصلا نمیفهمم

یکم توضیح پلیییز

یعنی چی دامبلدور جادویی هری رو مهروموم کرد یعنی چه طوری

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
@bellatrixlestrng   بلاتریکس بیا تروخدا از کتاب سوم هری هیچی نفهمیدم😶اصن رگهای مغزم توهم گر ...

ببین 

ولدمورت مادر هری رو کشت 

هری و مادرش با هم خون بودن.از طرفی خاله اش هم باهاشون همخون بوده.

پس در واقع خون مادر هری یه جور گارد محافظتی برای هریه.تا وقتی که جایی که خون مادر هری(یعنی خاله اش که با مادرش هم خونه و تنها خویشاوند زنده اش هم هست)ساکنه در حکم پناهگاه هری باشه یعنی جونش هم در امانه

به خاطر همین دامبلدور هری رو داد به خاله اش.با اینکه میتونست بده به یه خانواده جادوگر

در واقع اون کاری که مادر هری با فدا کردن خودش کرد یه جادوی باستانی یعنی از انواع جادویی بود که بدون چوبدستی اجرا میشه


این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

ببین  ولدمورت مادر هری رو کشت  هری و مادرش با هم خون بودن.از طرفی خاله اش هم باهاشون همخ ...

اها الان فهمیدم.توکتاب خیلی پیچیده اش کرده😐

راستی ی چیز دیگه

چرا ولدمورت صبر کرد تا هری و نویل به دنیا بیان چرا رقیب خودش رو ازبین جادوگرهای زمان خودش انتخاب نکرد چرا نویل رو انتخاب می خواست بکنه مگه نویل کی بود ب این دست و پا چلفتی😐مثلا میتونست دراکو رو رقیب کنه

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
اها الان فهمیدم.توکتاب خیلی پیچیده اش کرده😐 راستی ی چیز دیگه چرا ولدمورت صبر کرد تا هری و نویل به ...

با توجه به پیشگویی دیگه

تو پیشگویی تولد پسری در آخر ماه ژوییه اومده بود که پدر و مادرش سه بار از چنگ ولدمورت فرار کرده بودن

دوتا پسر این ویژگی رو داشتن.نویل و هری.ولی چون هری مثل خود ولدمورت دورگه بود ولدمورت انتخابش کرد.

خوب نخوندیاااا.دوباره بخون.خخخخخخ انگار امتحانه😝

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

با توجه به پیشگویی دیگه تو پیشگویی تولد پسری در آخر ماه ژوییه اومده بود که پدر و مادرش سه بار از چن ...

والا از امتحانم واجبتره😂😂😂اصن رگهای مغزم توهم گره خورد فصل ۳۷ ک خوندم😑باید سه بار دگ بخونم تا واسه امتحان اماده شم😝😝

راستی اون نیرویی ک پیشگویی گفت هری داره ولدمورت نداره چیه؟لابد عشق و محبت

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
والا از امتحانم واجبتره😂😂😂اصن رگهای مغزم توهم گره خورد فصل ۳۷ ک خوندم😑باید سه بار دگ بخونم تا وا ...


دقیقا

هری توانایی محبت کردن داره و کلی دوست خوب در حالی که ولدمورت هیچکدومشو نداره.

هری به خاطر علاقه ای که به دوستاش داشت اونا رو با خودش همراه کرد و دوستاش همیشه باهاش بودن.ولی ولدمورت نه تنها دوستی نداشت حتی با رفتاراش کاری کرد که طرفداراش ازش زده شن.

هری همیشه به دوستاش اعتماد کرد و نتیجه خوبی گرفت ولی ولدمورت از نزدیکترین کسانی که بهشون اعتماد داشت بزرگترین ضربه ها رو خورد.یعنی ریگولس بلک و سوروس اسنیپ

چون عشق و محبت چیزیه که ولدمورت نمیتونه درکش کنه





راستی حرص نخور.منم هفت بار اون چندتا فصل آخرو خوندم تا فهمیدم دقیقا چی شد😀😀

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

دقیقا هری توانایی محبت کردن داره و کلی دوست خوب در حالی که ولدمورت هیچکدومشو نداره. هری به خاطر ع ...

😂😂😂😂😂خدایی رولینگ یخورده هنگ توضیح داده شایدم خانم اسلامیه بد جمله بندی کرده

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
😂😂😂😂😂خدایی رولینگ یخورده هنگ توضیح داده شایدم خانم اسلامیه بد جمله بندی کرده

گنگی از خود نوشته ست.مال منم ترجمه ویدا اسلامیه ست.به نظرم راحت و قابل درکه.

کلا همه چیزو گنگ توضیح داده که تو جلدای بعد کامل ترش کنه و ما رو با یه نکته جدید غافلگیر کنه.

ولی علم هری پاتر شناسی که الکی الکی نیست.آدم با دوسه بار خوندن که هری پاتر شناس نمیشه.باید حداقل چهار پنج بار بخونی😊😊😊

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

گنگی از خود نوشته ست.مال منم ترجمه ویدا اسلامیه ست.به نظرم راحت و قابل درکه. کلا همه چیزو گنگ توضیح ...

بله کاملا درست میفرمایید بقول اسنیپ این یه علم ظریف و دقیقه 😆😍وای ینی تو فیلمش عاشق اونجایی شدم ک اسنیپ رف تو ذهن هری دید سیریوسو بغل کرده بعد گفت حالت تهوع دارم😅😆😆لاناتی خیلی خوبه این بشر

راستی اون ازمون سمج بود تو کتابشا...بعضی از سوالاتشو نوشته بود مثلا گفته بود : هری اولین سوال را خواند : وردی‌برای ب پرواز دراوردن اشیا بنویسید

من قبل از اینکه ورق بزنم فوری ب خددم جواب دادم وینگاردیوم له ویوسا😂

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
بله کاملا درست میفرمایید بقول اسنیپ این یه علم ظریف و دقیقه 😆😍وای ینی تو فیلمش عاشق اونجایی شدم ک ...

ای ول

بابا هری پاتر شناس.

مرلین کبیر باید بیاد پیشت لنگ بندازه.



اسنیپم که اصلا یه چیز دیگه ست.من عاشق اون زبونشم.لعنتی با کلمات یه نیش میزنه که تا یه هفته جاش میسوزه😄😄

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

ای ول بابا هری پاتر شناس. مرلین کبیر باید بیاد پیشت لنگ بندازه. اسنیپم که اصلا یه چیز دیگه ...

به ریش مرلین قسم اگر معلم ما بشه مث اسنیپ یا مک گونگال قول میدم همیشه درسامو بخونم😂

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
2790
2778
2791
2779
2792