🌷دلم برای خانه ی پدری ام تنگ شده• جایی که شیطنت هایم خریدار دارد .• جایی که همه چیز برای حالِ خوب داشتن فراهم است ...• جایی که همیشه در آن بچه ام ، و بچگی کردنم جرم نیست،که اگر ناز کنم .. پدر و مادرم، می خندند ، و نوازشم می کنند.• جایی که خوش طعم ترین غذاها وجود دارد..و هرچه خواستی نمی گویند خودت آماده کن !همه چیز بدونِ هیچ منتی مهیاست • آنجا که حتی مزه ی نان و ماستش هزار بار از پیتزا پپرونیِ بالای شهرِ اینجا بهتر است ...• جایی که هر صبح ، بوی عطر گلدان های مادر مشام را می نوازد و صدایِ غُل غلِ سماورش ، حالِ آدم را جا می آورد • جایی که خواب های از سرِ صبح تا لنگ ظهر ؛ عجیب ، در آن می چسبد • که اگر آدم از سردیِ اولِ صبح ها چنبره زد ، کسی هست که با تمامِ عشق ، پتو رویش بیاندازد..و خوابِ شبها ، هیچ نگرانی و ترسی ندارد. جایی که تماشای برنامه کودک از نوع نوستالژی ، بیشتر از نوشیدنی های انرژی زا ، به آدم انرژی می دهد• آنجا که جنسِ قربان صدقه هایش فرق داد!من دلم همین گوشه از دنیا را تا ابد میخواهد.کنارِ پدر و مادری که از لبخندشان ؛تمام باورهایِ مرده ام جان بگیرند !🌷
من ۵ماه پیش فقط رفتم بیمارستان خصوصی واسه اینکه سزارین باشم اصلا نمی تونستم اجازه بدم کسی معاینه کنه واسه طبیعی ولی خب خیلیا میتونن طبیعی،خداروشکر سزارین بودم خیلیم راضی
❤ما شاء الله لاحول ولا قوه الا باالله العلی عظیم💜💙💛
ناراضی که نمیشه گفت، چون چارهایی نداشتم. ولی فکرش رو که میکنم اگر طبیعی میشد راحتتر بودم. بعدش سخت بود، درد داشتم، نمیتونستم کارای خودم و بچه رو انجام بدم، تا ۱۰ روز شیاف مسکن استفاده میکردم.
وقتی کسی اندازه ات نیست، دست بـه اندازه ی خودت نزن...