2777
2789
با ماست موسير بخور😐

نداریم


انسان  در انتخاب، آزاد آفریده شده است   تا زمانیکه شخصی به من آسیب وارد نکند اجازه ندارم رفتار  و عقاید  او را نقض کنم یا به آنها توهین کنم   والا افزایش وزن هم به اندازه کاهش وزن سخته ،اگه ما لاغرا میتونستیم سریع به وزن ایده آلمون برسیم پس چرا اینقدر از انداممون ناراضی هستیم؟ 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یه  نفر هست مریضه برمیداره بعد البوم میزنه عکس فلانی عکس پسرفلانی  بعد اینجور احتمال شناسس ...

چه جور شناسایی تو نی نی سایت یا بیرون عکس  مرد هم برمیداره

برای کشتن یک جامعه...روشی ساده به کارگیرید...بر فرهنگ آنان تمرکز کنید...ابتداکتابرا از آنها بگیرید...بعد سرشان رادرون تلویزیون فرو کنید.کارل پوپر
راست میگین امشب کلا ترس برم داشته😭😭😭

چیزی نیس

زلزله و بارون و اینا همش دلایل منطقی داره

جابه جایی فصلا

گازهای اوزون

جنس خاک

آتشفشان ها

پس بیخود نترسین

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
عزیزم چرا اینارو باور میکنی خودتو ناراحت نکن با این شایعات واقعا بیایم یکم فک کنیم چون زلزه میاد آ ...

اصلا میدونی آخر الزمان چیه و چجوریه که میگی بقیه آزار دارن اینو میگن!؟😑

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
چه جور شناسایی تو نی نی سایت یا بیرون عکس  مرد هم برمیداره

تونی نی سایتدبقیه کاربرا میان تاپیکش یهو میبینی یکی اشناس عکسو میبینی کاربریتم میدونه دیگه هرچی گفتی به فنا رفتی  

اصلا میدونی آخر الزمان چیه و چجوریه که میگی بقیه آزار دارن اینو میگن!؟😑

خواهری من قصد ناراحت کردن کسیو ندارم

ولی واقعا بعضیا دارن اشتباه میکنن این اخبارارو نشر میدن 

کلی زن باردار اینحا هس 

کلی عادم ک مشکل قلبی دارن

بنظر شما درسته دوست گلم؟

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خواهری من قصد ناراحت کردن کسیو ندارم ولی واقعا بعضیا دارن اشتباه میکنن این اخبارارو نشر میدن  ...

آخه آخر الزمان ترسناک نیست که کسی بخواد بترسه 

اون قیامته که ترسناکه😐 الانم که قیامت نیست

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
2790
2778
2791
2779
2792