تو دلم اينه كه شانس ندارم عاشق هر كي ميشم يا ازدواج ميكنه يا بعد چند وقت فرار ميكنه افسردگي گرفتم اصلا به خودم نميرسم ١٩سالمه بهترين امكانات رو دارن دو سال بابام دبير هاي كنكوري رو مياورد خونه برام ولي الان خسته شدم حوصله درس خوندن هم ندارم فقط به خودكشي فكر ميكنم تك فرزندم هستم