👆👆👆
گاهی از کوچه ی معشوقهی خود میگذرم
تو از آنِ دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از
کانِ جهانی دگرم
از شکاره دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم
کز همه عالم بدرم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچهی معشوقهی خود می گذرم
✌✌✌✌🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
شهریار🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿