سلام٨ روزه با شوهرم قهرم خودش بی دلیل قهر کرده منم دیگه خسته شدم از رفتاراش منم پاپیش نزاشتم واسه اشتی .قبلا مثل احمقا چه مقصر بودم چه نبودم میرفتم نازشو میکشیدم چون متنفرم از قهر ولی این چند روز نرفتم .ازش خیلی بدم اومده اونم اصلا خیال اشتی نداره.امشب با وجود اینکه حالم بد یود و سرما خوردم ول کرد با دوستاش رفت باغ یکی از دوستاش که همم متاهلی اومدن اون بیشعورم منو ول کرد رفت حتی به گریه های پسرمم واکنشی نشون نداد. تا رفت از حرصم رفتم سر کمد لباسش و تموم لباساشو ریختم وسط حال و لگد میزدم بشون .پسرم حاج و واج نگام میکرد .اینقدر فحش دادم و لگد زدم تا اروم شدم شما بگید چیکار کنم من خیلی دووم نمیارم موقع قهر میترسم از اینکه دوباره برم سمتش نمیخوام مث قبل باشم .........دلم یه بغل میخواد یکم برم تو بغلشو زار بزنم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
متنفرم از کسایی که الان میان بهت میگن بهش، مخبت کن و نزار فاصله بیفته
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد... وزن بعد زایمان 115...هدف اول... 110❌هدف دوم.. 105❌هدف سوم.. 100❌
من قبلا ناز می کشیدم بدتر میشد روشمو عوض کردم حالا خودش پیش قدم میشه
خدایا خیلی دوستت دارم میدونم که تو هم دوستم داری 😘😘😘 مامان عزیزم دلم برات تنگ میشه تا همیشه کاش وقتی بودی بیشتر بهت میگفتم دوستت دارم بهت میگفتم قدرتو میدونم برام عزیزی ، خدایا حالا که اونجا پیش توئه از طرف من ببوسش😞