2777
2789
عنوان

بیاین درد دل

89 بازدید | 12 پست

خانواده شوهرم موقع خاستگاری وعده شغل خونه وعروسی دادن ک هیچکدومو عملی نکردن.و ماب هرسختی عروسی کردیم.چون خواهرشوهرم خانواده شوهرش این کارو کرده بودن اونام دقیقا سرمن آوردن.خیلی دخالتگر و میخوان نظرشونو غالب کنن.گذشته از همه چیز خیلی لجباز و کینه ای هستن.وخیلی با عروسا لج هستن.مثلا من اگ بگم شبه بایدثابت کنن ک من اشتباه میکنم و روزه.من دیگ خیلی کم حرف میزنم ولی همون ۱کلمه هم لج میکنن.وخیلی دروغگو وحاشیه سازن.من واقعا اعصابم نمیکشه باحاشیه زندگی کنم.وواقعا حس میکنم روانی شدم.همش خودخوری میکنم.جوری که تیروئید و قند ب خاطر اعصابم گرفتم.شوهرم خوبه و نمیخوام جدابشم.قبلا حرفاشونو نادیده میگرفتم ولی الان واقعا ضعیف شدم.دیگه تحملم تموم شده.نمیتونم درک کنم انقد بدذاتی چجوری میشه تو وجود آدما باشه.اون خواهرشوهریم که مطلقه هست بیشتردامن میزنه به این چیزا.و این که اصلا خونه ما نمیان! اوایل انتظار داشتن ما زیاد بریم.ولی ما الان کمتر میریم.ولی با کمتر رفتن هم من آرامشی ندارم.فقط ۲تاخواهرشوهرم و مادرشوهرم این کارا رو میکنن.۲ تا خواهرشوهر دیگم خانمای خوبی هستن.واین دخالتا باعث شده زندگی برادرشوهرم ۱بار بهم خورده.۱خواهر شوهرم جداشده.۱ خواهرشوهر دیگه هم شوهرش مث من افسرده شده،اونا هم میخواستن جدابشن ولی خب خواهرشوهرم زندگیشو حفظ کرد.قبلا خوبی میکردم که یادبگیرن انقد بد نباشن ولی انگار دلشون سیاهه.دلم میخواد مثل خانواده خودم رفت و امد کنیم.و دوستشون داشته باشم از نرفتن به خونشون ناراحتم.آخه خانواده ما معاشرتی هستن.اونا هم با همه معاشرت دارن جز پسراشون.من دلم آرامش میخواد.از بد ذاتیا خستم.قطع رابطه هم ک نمیشه کرد.از بس از دستشون حرص خوردم قند و تیروئید گرفتم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز