2777
2789
عنوان

جاریم😞😣

887 بازدید | 34 پست

دیروز مامانم زنگ زد که مادرشوهرت گفته جاریتو بردن اتاق عمل چی شده؟گفتم منم بیخبرم باید زنگ بزنم بپرسم،زنگ زدم به گوشیش ابجیش برداشت گفتم فلانی رو چی شده شنیدم بردین اتاق عمل من دیروز پیشش بودم خوب بود ک،گفت اوردیم داخل چشمش یه قطره ای هست دکتر بریزه،منه از همه جا بیخبرم پرسیدم برا شب کوریش؟یهو براق شد که مگه فلانی شب کوری داره؟کی گفته شب کوری داره و....خلاصه هی میگفت و میگفت منو خورده بود منم گفتم ول کن اینا رو بگو برا چی بردینش گفت دکتر گفته احتمال داره کیست پیدا کنه در اینده و برا پیشگیری باید تو چشمش قطره بریزین😐😐😐گفتم سلام برسونش و قطع کردم.اینم بگم خود جاریم قبلا بهم گفته بود که داره شب کوری و تو خانوادش ارثیه،من و جاریم مث خواهریم با هم میترسم ابجیش بره دری وری بگه از دستم ناراحت شه چ کنم؟

قبل از اینکه منو قضاوت کنی، مطمئن شو که آدم بی عیبی هستی 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

خب همون موقه ک مرسید کی گفته میگفتی خودش گفته.ترس نداره ک

یه جوری پشت سرهم زر زر میکرد ک مهلت نمیداد صحبت کنم ب خدا فقط گفتم ول کن الان حالش چطوره

قبل از اینکه منو قضاوت کنی، مطمئن شو که آدم بی عیبی هستی 
2790
2778
2791
2779
2792