دیروز گفتم که مامانیمینا رو دعوت کردم بلیط کنسرت کنسل کردم بیان
حتی شبش زنگ زدم پرسیدم غذا چی بپزم
فرداش هرچی از صب ز زدم جواب ندادن
بعدش ساعت ۶پیداش کردم میگه دارم صندل می خرم
نمیایم اصلا یادمنبود
باورم نمی شد
بعد میگه غذا رو بیار ما تا ده خونه ایم دور هم می خوریم
به بابام زنگزده میگه مامانت میگه دروغ میگه من نگفتم غذا بپز میایم
باورم نمی شه هنوز
بعدش هم به روی خودش نمیاره یه زنگ بزنه عذر خواهی کنه
حتی بهش گفتم من بلیط کنسرت گرفتم ۲۸۰پول دادم
بع روی خودش نیاورد
جلوی شوهرم خجالت کشیدم
نمی دونید چه قدر حالم بده