2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خانما دستام میلرزه دارم تایپ میکنم توروخدا صبر کنین.همش دلش دعوا میخواست میگف خوشبحال مجردا ..همیشه از اول زندگی میگه کی جداشیم ما😭😭😭😭😭..من هیچی نمیگفتم بعد میگف من ادم بدی شدم از من جداشو بازم حرفی نزدم دیگه داشت شوخیای بیجا میکرد دهنم بازشد گفت باهم حرف نزنیم

 

من خوابم ؟ 

یا کند ذهنم؟ 

چرا هیچی نفهمیدم 

استاتر چی گفت ؟ 

شوهرشون چی گفت ؟ 

بابا چی میگه؟

اینکه سکوت کنی خودخوری کنی جسم و روحت اسیر چهاردیواری اتاق کنی فقط برای اینکه دهن مردم ببندی تا قضاوت ها و کنایه ها رو در مورد سرنوشتی که حکمت خداست نشنوی یه روش خودکشی تلخه «به ارزش تباه شدن تمام عمر»
من خوابم ؟  یا کند ذهنم؟  چرا هیچی نفهمیدم  استاتر چی گفت ؟  شوهرشون چی گفت ...

بابای پسره پُرش کرده پشت سر این غیبت کردن

شوهرشم اومده به این گفته

استارتر هی به شوخی گرفته ولی دیده نه بابا 

بعد بهش باگریه گفتم از ظهر منتظر باشم میای اینطوری گفت هری نبینمت ...بعد لباسام پوشیدم نیم ساعت پیش نذاشت برم گفت بشین 😢😢😢منم بزور اومدم رفتم دم در ازبس سرم داد زده بود و گریه کردم داغون بودم.رفتم دم در ترسیدم اونم زود اومد گفت بیابرو تو ابرو داریم .انقد گفت بیاتوخونه اومدم رو پلهای پایی راهرو هرچی گفت بیا بالا نرفتم 😭😭یک حرفش خیلی دلمو سوزوند گفتم اره جداشیم یک دلیلش بچه نخواستنت گفت هرکی دیگه بود رو حامله میکردم از تو نمیخوام😭😭😭😭😭😭حالا من که باجدیت میگم اون میترسه و میگه راضیم از زندگیم خانما بچه نمیخواد حرفای امشبش جگرمو سوزوند

 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز