بچه ها من تو شهر غریبم چندروز پیشا دعوامون شد مامانش تو بارداریم اذیتم کرد و فحشم داد چندماه پیش تو گوشی شوهرم اسمشو گذاشته وجودم منم حرصم گرفت اسم منو از زمان عقدمون عوض نکرده تو پیام هر چی بدی از خودشو خانوادش بود گفتم عصبی شد سرکاربود بعدم نتشو خاموش کرد اومد خونه حرف نزد میدونم تند رفتم من هی باش حرف میزدم یه کلمه ای جواب میداد حتی مریض بودم محل نداد کلا خیلی مغروره میدونمم دوستم نداره چون بیشتر وقتا تو دعوا اسم طلاق میاره قبلا من میگفتم از وقتی هم باردار شدم بدتر شده حس میکنم با خودش میگه این دیگه پاش بند شده منم فکر اینجاش بودم ک خونه رو زدم ب نامم تابحالم نذاشتم خانوادم بفهمن ولی پریروز گفت من تصمیممو گرفتم منتظرم یه ماه بهم مهلت بده منظورشو قشنگ فهمیدم یعنی یه ماه دیگه ک بچه اومد طلاق بگیریم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
افرین منم میخواستم بگم محل نده هرکی خودش قهر کنه بری منتشو بکشی بدتر طلبکار میشه خیلی حواست باشه با ...
همین دیگه مامان من اصلا سیاست نداشت و نداره هر چی تو دلشه میریزه بیرون با همین کاراش بابام و داداشمو ازمون دور کرد عوضش زنداداشم خدای سیاسته یعنی هر چی بگه داداشم تایید میکنه خوشم میاد از سیاستش
کار خوبی کردی رابطتو باخانوادش خوب کن خودش سمتت میاد.زیادم وابستش نباش . بهش فرصت بده دوستت داشته با ...
مقصر من بودم ک همش اسم طلاق میاوردم و جامو جدا میکردم مامانم سیاست نداشت و ب ما نم یاد نداد منم ک همش سرم تو درس و کتاب بخدا دوتا سیاستم تو نی نی سایت یاد گرفتم.