2821
2789
عنوان

شعرِ ناب ✨

48 بازدید | 0 پست



سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی ...

نگفتم گفتنی‌ها رو ، تو هم هرگز نپرسیدی ...


شبی که شام آخر بود ، به دستِ دوست خنجر بود ...

میانِ عشق و آینه ، یه جنگ نابرابر بود ...


چه جنگ نابرابری ، چه دستی و چه خنجری ...

چه قصه‌ی محقری ، چه اول و چه آخری ...


ندانستیم و دل بستیم ، نپرسیدیم و پیوستیم ...

ولی هرگز نفهمیدیم ، شکارِ سایه‌ها هستیم ...


سفر با تو چه زیبا بود ، به زیباییِ رویا بود ...

نمی‌دیدیم و می‌رفتیم ، هزاران سایه با ما بود ...






اردلان_سرفراز#  


من همین یک نفس از جرعه ي جانم باقيست⚘آخرين جرعه ي اين جامِ تهي را تو بنوش..💛
2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز