امشب شوهرم اومد در خونمون کلی باهامون بحث کرد... بعدم منو هول داد گفت نمیخوامت... بعدم رفت زنگ زد گفت دیگ نمیخوام ببینمت و تا تهشم میرم منم اصلا حرف نزدم خودش قطع کرد... ی توضیح برا اونایی ک تایپیک قبلمو خوندن ازدواج و ما داداشم گل ب گل هس یعنی زن داداشم خواهر شوهرمه,داداشم ب خانمش خیانت کرده و شوهرم ب من اینارو گفته,دیشب خیلی دلخور بودم ولی امشب حس کردم وقتی اون نمیخوادم من چی کار کنم...دوستان لطفا راهنماییم کنید ب نظرتون صبر کنم بره خودش تقاضا بده یا خودم اقدام کنم؟بگم اینو مهریه ازش نمیخوام هرچیم بهم داده از طلا و همه چی پسش میدم...نگین حقته چون خودم میدونم ولی نمیخوام ازش چیزی داشته باشم