2777
2789
عنوان

عروسی دیشب💕

781 بازدید | 42 پست

دیشب عروسی پسرعموم بود و 5ماه از شهادت عموی ته تغاری ام میگذشت، خودِ مامان بزرگم گفته بود بعد از چهلم هرجور که مرتضی دوست داشت عروسی بگیرین اینام گذاشتن بعد5ماه گرفتن

من 5تا عمه دارم که از اونا فقط2نفرشون اومدن 

خونه عموم اینا پله میخوره میره اتاق های بالا که رفته بودن اونجا نشسته بودن رفتم باهاشون سلام احوال پرسی کنم دیدم، چشم هاشون قرمز و دارن گریه میکنن😓پایین هم بزن و بکوب و سوت و جیغ

اصلا مردم از خجالت😢سریع برگشتم پایین

عمه کوچیکم که با عموی شهیدم خیلی صمیمی بودن به مامانش میگه:چرا گذاشتی عروسی بگیرن؟؟ 

اینا خیلی نامردن باید 8ماه صبر میکردن و... 😞

و خودشم نیومده بود، هیچی دیگه.. 

دیشب اصلا نتونستم برقصم، خیلی کم اونم الکی یه خودی نشون دادم آخه خیلی بد بود یه جوری نگاه میکردن😭خیلی دوست داشتم برقصم😶

بابامم زنگ میزنه به عمه هام و باهاشون دعوا میکنه که یعنی چی خودتون نیومدین و بچه هاتون رو فرستادین؟؟؟ بعدم گفت:مراسم بچه های خودتونم دیگه توقع نداشته باشین کسی احترام بذاره بیاد

بزرگترین عموم که انگار به زور آورده بودنش از بس اخماش تو هم بود اما بابای من خیلی خوب رفتار کرد

در کل شب خوبی بود💕😍

روح عموی عزیزم هم شاد باشه انشالله🙏


ویران شده را حوصله منت معمار نباشد/ ویرانه ما را بگذارید که ویرانه بماند... ( صائب تبریزی)

راستی دیشب تو مراسم چندتا خانوم هی بهم نگاه میکردن و داشتن در گوش هم پچ پچ میکردن و بهم لبخند میزدن، اومدم خونه به مامانم گفتم: خیلی تو مراسم بهم نگاه میکردن یه لحظه فکر کردم نکنه مشکلی دارم؟؟ 😨مامانم خندید گفت:داشتن خواستگاری میکردن که فهمیدن متأهلی😶😭🤣

گفتم:چقققد زود فهمیدن؟! گفت: خب بهم گفتن منم گفتم متأهله 😅ای کاش مادرشوهرم میشد اونجا...

حییییفففف شداااااا

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد/ ویرانه ما را بگذارید که ویرانه بماند... ( صائب تبریزی)

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

روحشون شاد

انشالله عروس دومادم خوشبخت شن

من دایی بزرگم فوت شد عروسینو ۷ ماه عقب انداختم اخرشن زندایی و ۴ تا دخترش و پسرش نیومدن

دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد...   وزن بعد زایمان 115...هدف اول... 110❌هدف دوم.. 105❌هدف سوم.. 100❌

چقدر زشت بوده کارشون...خدا بیامرزه عموتونو....۵ماهگذشته دیگه...خوب نیست مراسم سادی دیگرانو خراب کردم....حق با پدرتون بوده

هر چه اید به سرم  باز بگویم گذرد                                     حیف ازین عمر     که با می گذرد، می‌گذرد    💔💔
روحشون شاد انشالله عروس دومادم خوشبخت شن من دایی بزرگم فوت شد عروسینو ۷ ماه عقب انداختم اخرشن زندا ...

ممنون عزیزم، انشالله خدا دایی شما رو هم بیامرزه🙏

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد/ ویرانه ما را بگذارید که ویرانه بماند... ( صائب تبریزی)

دلت بسوزه من با مادرشوهرم رفتم بازار از مادرشوهرم خواستگاریم کردن😂😂😂














فانتزیم بود الکی گفتم😶

من همیشه به کارنامه‌ام با این دید نگاه میکردم که عیب نداره نوزده برادر بیستِ،🤗هجده خواهر نوزدهه🙃، هفده داداش ناتنی هجدهِ☺، شونزده آبجی کوچیکِ هفدهِ🙂، همینجوری پیش میرفتم تا اینکه😮یه بار چاهار و نیم شدم😥حساب کردم دیدم میشه نوه عمه ی پسر خاله ی ۲۰😕😂😂

روحشون شاد 

واقعا این افکارو باید ریخت دور نمیشه زندگی دو تا جوون به خاطر فوت یک نفر عقب بیفته نهایتش 40 روز 

مطمینم معجزه خدا نزدیکه ناامید نمیشم    میشه یه صلوات واسه حاجت دلم بفرستی ؟؟ممنونم

خوش ب حال عموت...

حجاب یعنی زنده باد عشق ❤️(( از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌ اش.(امام موسی صدر)))

چون تازه گذشتتون جوون بوده باید یه سال صبر میکردن بعد عروسی میگرفتن

 حضرت زین العابدین ع فرمودند: فردای قیامت خداوند مقامی به عمویم ابالفضل عنایت کند همه شهدا حسرت ببرند ب مقام ابالفضل

ماهم دوماه بعد فوت عمه ام پسر عموم عروسی گرفت بابام نیومد اما من و داداشام و شوهرم و زن بابام رفتیم از عمه ها هم هیشکی نیومد شوهر دوتا از عمه هام اومدن فقط منم از اول تا اخرش رقصیدم به کسی چه یکی مرده خدا رحمتش کنه بقیه که نمردن 

چقدر زشت بوده کارشون...خدا بیامرزه عموتونو....۵ماهگذشته دیگه...خوب نیست نرایم سادی دیگرانو خراب کردم ...

آره دقیقا مخصوصا که مامان بزرگمم اجازه اش رو داده بود

انقد بهشون گفتن که بابا خودِ علی هم راضی نیس شما دارین اینجوری غصه میخورین... 

خداروشکر که عاقبت بخیر شد و با عزت از این دنیا رفت 

واقعا مراسمشون تو کل شهرمون با یک شکوه و عظمتی برگزار شد که بیا و ببین😢💕

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد/ ویرانه ما را بگذارید که ویرانه بماند... ( صائب تبریزی)

منم عروسیم بعد از ۱۱ ما از فوت عموش بود تو فامیل خیلی دلخوری پیش اومد که چرا یه ماه دیگه صبر نکردی&n ...

چه توقعاتی از آدم پیش میاد😓

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد/ ویرانه ما را بگذارید که ویرانه بماند... ( صائب تبریزی)

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز