نمیدونم یادم نیس شاید حاجت کوچولوهامو گرفتم اما از بزرگاش یادم نی,یادمه یسال نذر کردم دو روز پشت سر هم تاسوعا و عاشورا هیچ اشامیدنی نخورم واسه حاجتم,شب دوم یه سیمرغ امد به خوابم و گفت خسته نشدی؟منم گفتم نه,اخه حاجتم خیلی برام مهم بود و چندین سال دعا میکردم اون دوروز اب نخوردم و ادرارم خون شد از خشکی مثانه و کلیه,اون خوابو که دیدم بیخیال شدمو حاجتمم هیچوقت نگرفتم,اما خب خدا معجزه تو زندگیم زیاد رقم زده