سلام دوستم . منم متولد 74 م و 3 ساله ازدواج کردم مثل خودت :)
زندگی منم سخت بوده ... تحقیرم شدم ... غرورمم شکسته ... مخصوصا سال اول زندگی خیلی سخته ... شما دوسال عقد بودین ولی من 1 ماه عقد بودم بخاطر همین من زودتر این مسائلو پشت سر گذاشتم ... هر کسی مشکلاتی داره ... مال من شبیه مال تو نبود ولی من مادرشوهرم وسطمون بود ... خیییلی ازار دهنده و بد بود ... ولی کم کم درست شد ... خیییلی باهمسرم بحث میکردیم ... تقریبا دیگه حرمتی بینمون نبود هرچی میرسیدم من بهش میگفتم ... اونم همینطور! باید اخلاقشو کم کم بگیری دستت ... خواهرش اخلاقشو میدونه ... توام سعی کن اخلاقشو بفهمی و ازون جلو بزنی ... اول باید ازش معذرت خواهی کنی ... بگو حسودیم میشد زیاد به گوشیت سر میزدی ... بخاطر همین وسوسه شدم رفتم سر گوشیت میدونم کار زشتی بود اما فقط بخاطر توجهت به گوشیت حسودیم شد ... اگه از لحاظ جنسی گرم باشه کارت اسونتره ... چون تنها تفاوت اولیه ی زن با خواهر. مادر همینه ... براش تیپ بزن و تند تند بکشونش سمت خودت ... باید توجهشو به خودت جلب کنی ... و خییییلی خییییلی صبر پیشه کن .... بدون صبر حل نمیشه