خيلي عصبانيم ازش
باغ دوست شوهرم رفته بوديم بعد برامون يه سبد ميوه هم چيده بود بعد ما خودمون هم يه كم تو پلاستيك چيديم
موقع رفتن من داشتم همه رو تقسيم ميكردم ب مامانم و خواهرشوهرم دادم رفتم ب اونم بدم ديدم گفت من برداشتم گفتم چيو گفت اين سبده رو
منم گفتم آهان
دلم ميخواست خفش كنم
پر رو