سلام خانوما
خانومایی کمنو میشناسن قبلا گفتم داستان زندگیمو
اینکه شوهرمم یکم حساسه
امروز محل کارم بودم شوهرم از سرکارش بهم زنگ زد اشغال بودم داشتم با یکی از دوستام ک باردار بود حرف میزدم حالشو بپرسم شانس منم شوهرم همش پشت سر هم زنگ میزد آخر قطع کردم از دوستم خدافظی کردم دیدم ی عالمه پیام اومده ک تماس از دست رفته داشتید زنگ زدم باهاش حرف زدم سرد بود
این از این
اومدم خونه غذا اینا آماده کردم شوهرمم ساعت ۳ اومد خونه دیدم تو همه هیچی بهش نگفتم موقع استراحتم نیومد پیشم بخوابه
شانس گند منم ک اصلا مزاحم تلفنی ندارم یکی زنگ زد به گوشیم شمارش ناشناس بود گوشی هم دست شوهرم بود دیگ بدتر قاطی کرد ولی هیچی نگفت فقط بیشتر رفت تو خودشو همش داره واسم قیافه میگیره در صورتی ک هر روز از سرکار میاد مث پروانه دورمه و قربون صدقه میره
بعدشم فهمیدم شماره ک زنگ زد زن عموم بوده و ولی چون شوهرم هنوز تو خودشه بهش نگفتم 🤕🤕🤕🤕
چیکارشکنم اخه ؟؟؟