بچه ها من ازدواج کردم خیلی هم همسرمو دوست دارم ، اما قبل ازدواج متاسفانه یک ماه با پسرعموی شوهرم در ارتباط بودم که فهمیدم ایشون قصد ازدواج نداره و قصد سواستفاده داره ، چون توی دیت نزدیک بود به من تجاوز کنه و من کات کردم ، البته قبل اینکه بخواد تجاوز کنه متاسفانه منو لمس کردن . ولی شوهرمو چون دوست داشتم نتونستم باش جواب منفی بدم ، امشب داشتیم تلفنی حرف میزدیم شوهرم گفت که خیلی آدم حساسیه و نگه بفهمه من قبلاً دوست پسر داشتم ممکنه حتی طلاقم بده ، میگفت نمیتونم تصور کنم کسی غیر من بوست کرده باشه ، و من خیلی عذاب وجدان گرفتم ، ما تازه عقد کردیم ، فردا میخوام همه چیو بهش بگم و هم میترسم هم اینکه از نگفتنش عذاب وجدان دارم ،بگیذ چکار کنم، این ارتباط رو بهش بگم ؟؟؟؟
بعدازسالهاخدمت ب بچه های عزیز میهنم .وسرنوشتی ک تنهایی رونصیب من کرد..خداروشاکرم ورضایم ب رضایش..توکارمشاوره ومشکلات زندگی مشترک تجربه های دارم ک اگرمنولایق بدونید حاضرم ب همه راهکاربدم
پس چکار کنم خودش هم گفت بفهمم داشتی هرچقدر هم دوستت داشته باشم ولت میکنم ای خداااا چقدر من بدبختم
قبل ازعقدمیگفتی حالاتوبه کن..ونگوبهش
بعدازسالهاخدمت ب بچه های عزیز میهنم .وسرنوشتی ک تنهایی رونصیب من کرد..خداروشاکرم ورضایم ب رضایش..توکارمشاوره ومشکلات زندگی مشترک تجربه های دارم ک اگرمنولایق بدونید حاضرم ب همه راهکاربدم