من فك كردم شوخي ميكنه مادره اما ديدم سپهر هي با هم ميرن داخل هي ميان بيرون همه متوجه شدن ميخنديدن من دست وپامو گم كرده بودم تو اشپزخونه پيش ثريا نشسته بودم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.