بابام همیشه پیشم نیست رفته ولگرد گرفته ازش طرفداری میکنه خون رو کرده فقط به اسم من
زن منو خونه بابام راه نمیده بابام نمیتونه کاری کنه چون مهریه داره میترسه ازش حالم از بابام بهم میخوره خدایا این چرا باید بشه بابای من
مامانمم فقط به فکر پولهه
چرا خدا یکیو تو زندگی من نمیاره از دست ایندوتا راحت شم