2777
2789
عنوان

بغلم کرد

| مشاهده متن کامل بحث + 274 بازدید | 26 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

در حد کنکور هست آزمونه باشه عزیزم

الان تاپیک قبلیتو خوندم عزیزم!

ببین واقعا انقد ک میگن موضوع پیچیده ای نیست موضوع شما البته بستگی ب خودت و شخصیت خودتم داره!خیلی خیلی داستان زندگیت شبیه ب منه خیییلی

من خودم دانش اموز ممتاز بودم فرزانگان میخوندم و در دوران کنکور یه پسری بد عاشقم بود یعنی در حدی ک همه فهمیده بودن و صبح تا شب جلو درمون بود! حالا باش یه مدت صحبت کردم دیدم اصلاااا ب هیچ وجه قیافش ب دلم نمیشینه با اینکه همه چیش عاالی بود! مهندس بود اوضاع مالی خوب اخلاقش عااالی مادر خوب! فقط مشکل قیافش بود برام! خلاصه با بدبختی تموم کردم کلا دو سه ماه طول کشید نذاشتم بیشتر وابسته بشه

تو این داستان تموم کردن ک کلی داشتم اذیت میشدم همش جلو درمون بود گریه زاری و فیلم هندی بازی به دوستم خیلی زمگ میزنه ک منو دوباره برگردونه داداشش میبینه و قضیه رو میپرسه و ب من پیام میده ک من یک از قضا از این اقا خوشم میاد 😂 ک مثل اینکه حس متقابل بوده و پا پیش میذاره منم ک اوکی بودم باهاش

حالا این داداشه مشخصاتشو بگم: از لحاظ مالی چیزی نداشت حتی ماشین تازه سرکار میرف و گذشته اش هم ماشاله خیلییی اباد کرده بود با دخترای مختلف ولی قشنگ بود🤦♂️😂

حالا من از خانواده ای نسبتا مرفع منطقمون بودم و از لحاظ تحصیلات تا اون زمان عالی بودم زبان و فرزانگان و قیافه و قداینامم بقیه خیلی تعریف میکنن! خلاصه دگ عاشق شدم با اینکه خیلیییی موقعیتای بهتری برام بود

سال کنکورم ک گند زدم ب ایندم

با اینکه با سابقه و درس من نباید ب کمتر از شریف راضی میشدم بخاطر این اقا درسو شل کردم و ایشون اومد خواستگاری و خانواده مخالفت و بعد کلی اصرار منو اومدن اونا بالاخره به خاطر من راضی شدن!

نامزد کردیم و ایشون گفتن اگر میخوای دانشگاه بری باید رشته ی زنونه بری ک بتونی کار کنی من گفتم از اول مدرسه درس خوندم ب عشق عمران گفت اوکی بخون ولی کار نکن! منم قبول کردم

کنکور ک ندادم و رفتم دانشگاه ازاد 🤦♂️ یعنی همه از کارای من هنگ بودند و هنوزم هستن!

دقیقا مثل شما مونده بودم بین پیشرفت و ایندم ک من انتخابم این اقا بود ! الان شما این اشتباه رو نکن!

خلاصه ازدواج کردیم و من درسمو خوندم و اوایل انقد گیر نبود ولی بعد شد همینی ک شما میگید چرا با فروشنده سلام دادی پیاده جایی نرو سرکار نذاشت برم کلا محدودم کرد

اوایل برام سخت بود این سختگیریاش ولی متاسفانه عاشق بودم🫠 و الان انگار عادی شده برام این چیزا

مثلا جزو چیزای مهم نیس برام ک پیاده تنها جایی نرم !گاردمو کم کردم دیدم ن بابا اوکیه اینجوری ولی خب خودش تو جاهای دگ صدشو برام میذاره!

کلا ببین چی برات مهمه هیچکس کامل نیست ولی واس به سری چیزا انگار ک ما چون زیاد گارد میگیریم اینا بدتر میکنن و فکر میکنن چ چیز مهمیه

اوایل برام سخت بود این سختگیریاش ولی متاسفانه عاشق بودم🫠 و الان انگار عادی شده برام این چیزا مثلا ج ...


عزیزم داستانتو خوندم

چقدر خوب که الان باهم خوبید ایشالله بهتر هم بشید باهم

ولی این پارتنر من اینطور نیست متاسفانه که بگم دوسش دارم ظاهری

فقط از لحاظ مالی اوکیه و پرستیژش و...

یعنی اون موضوع هم هست

به هر حال شما یه حس کراش طور اولیه رو ایشون داشتی من نداشتم واقعا

و بسنده کردم به اخلاق و چیزای دیگه ش

خانواده هم که نگم برات

چقدرررررررررررر عوضی ن و مشکل درون خانوادگی و ....

خودش عوضی نیست یا پست فطرت و .....

اما به هر حال باید بشینم درس بخونم چون شدیداً بلند پروازم و سختمه کنار بیام


بازم مرسی از تایپ کردنت هزاران بوس بهت

لایک نکنید درخواست هم ندید

اوایل برام سخت بود این سختگیریاش ولی متاسفانه عاشق بودم🫠 و الان انگار عادی شده برام این چیزا مثلا ج ...



بهت درخواست دوستی میتونم بدم کمی بیشتر برات بنویسم.؟

نمیتونم همه چیزو بگم متاسفانه اینجا

لایک نکنید درخواست هم ندید

عزیزم داستانتو خوندم چقدر خوب که الان باهم خوبید ایشالله بهتر هم بشید باهم ولی این پارتنر من اینطو ...

خب بله اگر اینطوره ک کنسله

ادم باید ببینه چی رو در مقابل چ چیزی از دست میده!

من اون زمان معیارم ب شدت ظاهر بود 🤦♂️ و واسم از هرچیزی بیشتر اولویت داشت😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز