2777
2789
عنوان

خسته شدم

334 بازدید | 38 پست

سلام من ۱۷ سالمه از فضای خونمون دیگه خسته شدم پدرم یه آدم متعصبی و به شدت ذهنش مریضه تمام آزادی منو گرفته حتی بعضی از دوستام هم پدر و مادرشون سختگیرن ولی باز هم اجازه بیرون رفتن یا رفت و آمد با دوستشون رو دارن ولی حتی اجازه ندارم با مادرم برم بیرون میگم با مادرم برم میگه نه حق نداری میخوای آبروم رو ببری بگن این دختر کجا رفت، انقدر ذهنش مریضه که حتی یه پسر بیاد از در خونه ما رد شه نگاه به خونه کنه میگه این با تو بوده

خلاصه خسته شدم فقط به خاطر مادرم موندم چون تنها کسی که دارم و اینکه واقعاً پشتمه نه خواهر دارم نه برادر مادرم هم که هیچکس رو نداره و پدرم خیلی بهمون تا الان ظلم کرده همه ی خاطرات بد جلو چشمامه که چیکارا کرده و گفته همه ی مردم بهش حرف میزنن چه آشنا چه فامیل همش میگن روانیه حتی مردم هم فهمیدن

ببخشید زیاد شد دلم پره واقعاً نمیدونم چیکار کنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اسی شرایط منم مثل توعه

من با پسر داییم برای هم میمردیم ۷ ساله به پای هم نشستیم سالی ده بار میان خاستگاری اما بابام همش میگه نه...ما بیستو چهار ساعته بهم زنگ میزدیم پیام میدادیم جوری قربون صدقه هم میرفتیم ک خودمون به خودمون حسودیمون میشد...اما دو هفته هس بخاطر دعای سیاهی و جدایی ک بابام برامون گرفته از هم سرد شدیم جوری ک یک هفته هس اصلا نه همو دیدیم ن صدای همو شنیدیم😭😭😭😭

معلوم نیست خودش چیکاره بوده الان به همه شکداره

واقعاً دیگه از دستش خسته شدم خودش که فکر میکنه آدم خیلی خوبیه ولی نمیدونه حتی فامیل های خودش چی بهش میگن

یه جای زندگی باید خودت رو نجات بدی هر طور میشه بخون و موفق شو

نمیشه الان دیگه دیگه شده ۲۰ سالم و از دست بابام عصبی شدید گرفتم جوری ک ناخنامو میجوم موهامو میکنم چجوری میشه درس خوند؟؟

وقتی ک حتی هزارتومن پول بمن نمیده من با چه پولی میتونم درس بخونم😭

یا حتی نمیزاره از خونه جم بخورم چه غلطی میتونم بکنم😭😭

اسی شرایط منم مثل توعه من با پسر داییم برای هم میمردیم ۷ ساله به پای هم نشستیم سالی ده بار میان خاست ...

آخ بمیرم برات میدونم چی میکشی وقتی تنها کسی که باید پناهمون باشه ولی شده باعث اضطرابمون

من که خودم هیچی تمام ظلم هایی که به مادرم کرده همش جلو چشامه🥲

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز