سلام من دختر ۱۷ سالمه خانوادم جدیدا میخوان یکیو بهم بچسبونن که نه سواد داره و نه چیزی بلده و کار درست حسابی نداره فقط چون پسر عمومه و خانوادش از نظر مالی اوضاعشون خوبه و میشناسنشون بهم گیر دادن بعد من از این شخص از کودکی بدم میاد و هیچچچ ارتباطی بین ما نیست و نبود
بعد من دختر درونگرایی هستم که کل زندگیمو بابام تصمیم میگره نه من و خروج از خونه ممنوع بیرون رفتن با دوستان و.... ممنوع نمیتونم چیزی رو که من بخوام بخرم الا با رضایتشون بعد با دوتا خواهر و برادر هستم که از همه دشمنام بدترن و مامانم و کل خانواده میخوان قانعم کنن که بله رو بگم ولی من هیچی از زندگیم ندیدم حتی از نظر فکری و روانی هم نمیدونم چجوریم
بعد عمه بزرگترم درباره ازدواج و اینا باهام صحبت میکنه که مثلا قانعم کنه بهم میگه اگه اومدن تو نگو نه تو بگو نظرم نظر پدر و مادرمه میدونم اخه من از اول زندگیم تا اخرشو خودم تصمیم نمیگیرم اینم با خودشون
واقعا خسته شدم از زندگی از مردم از خانواده از همه چی
یه روز رو من با ارامش بگذرونم به مدت چندین روز و ماه و سال باید عذاب فکری و روانی بکشم
واقعا خسته شدم دیگه