سلام دخترا
رفته بودیم با دختر خالم دکتر . ما نشستیم منشی ما رو ک دید رفته از جلو در اتاق دکتر گف فلانی اومده نمی دونم ها ولی وقتی میخواست بگه مث فلانی اومده خندید
بعد اومد اون یکی منشی اومد وسایل دکتر رو بشوره با ما رو دید نمیتونست جلو خنده شو بگیرهه
بعد این ماجرا ۶ ماهه از عید میخواد دندون دختر خالم رو روکش و عصب کشی کنه هنو روکش رو ک میره بذاره میگه کج نمی دونم چپه هر سری ی بهونه
بعد ک رف داخل میگف هی اسم رو میپرسه منشی دکتر میخنده بعد ۲ دیقه اومد بیرون یهو دکتر با منشی هاش خندیدن نمی دونم چ منظوری داره
دختر خالم ی دختر تو پر و مو بلند و بعد چشم عسلی انگار چشاش ی مدله ک معصومیت دار چهرش تویه ک انگار کلا خدا دادی انگار زده
خیلی خوشگله و ترکه ابرو بلند و یکمین حجاب دار
ب میگفت دکتر وقتی میرم میشنم پیشش آرنج شو میذاره رو پیشونیم خیلی بهم نزدیک میشه فک میکنم الا نفسم بند میاد و خیلی ب چشاش خیره میشه دکتره خیلی جونه حدود ۳۰ اینا دختر خالم ۱۹ سالشه