سلام حالم خیلی بده اومده بودیم خونه مادرشوهر یه خورده کار داشت که شوهرم و خواهرشوهرم بهش کمک کردن مثل جابه جا کردن وسایل و....منم فردا امتحان دارم و داشتم میخوندم که شوهرم گفت پاشو زود تو کارها رو باید انجام بدی منم خیلی کم انجام دادم رفتم سراغ کار خودم بعد جلوی خواهر و مادرش من و کتک زد الانم اومدم تو ماشین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیشد اونجا درس نخونی و دو سه ساعت کمککنی؟اصلا ب کتک ایناش کار ندارمارفتی اونجا اونا کار دارن تو در ...
شما جای من نبودی انشاءالله نباشی ام نمیدونی من چی ها تو زندگیم تحمل کردم این آقا اجازه نمیده من خونه مامانم حتی ظرف بشورم یا هیچکی حق نداره خونم بیاد خونوادم با اینکه همیشه احترامشو داشتن
راست میگی خوب بشین تو خونه ات درس بخون یعنی چی میری جلوی چشم اونا که دارن کار می کنن میشینی کتاب میخ ...
والا نهایت اینه که اگه نمیرفت دعواشون میشد کتک میخورد، لااقل اون کتک رو تو خونه اش میخورد جالبه سابقه هم داشته، نقش قربانی رو بازی میکنن فک میکنن کاپ میدن بهشون ارزش واسه خودشون قائل نیستن از بقیه چه توقعی...