2777
2789
عنوان

جدااایی

781 بازدید | 76 پست

سلام حالم خیلی بده اومده بودیم خونه مادرشوهر یه خورده کار داشت که شوهرم و خواهرشوهرم بهش کمک کردن مثل جابه جا کردن وسایل و....منم فردا امتحان دارم و داشتم میخوندم که شوهرم گفت پاشو زود تو کارها رو باید انجام بدی منم خیلی کم انجام دادم رفتم سراغ کار خودم بعد جلوی خواهر و مادرش من و کتک زد الانم اومدم تو ماشین 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

خدا خودش قضاوت کنه دنبال یک راه حل باش تا مشکلت کامل حل بشه و بچه هات فردا بزرگ شدن استرسی نشن

سعی کردم اما دیگه واقعا نمیکشم راستش از مشکلاتم بگم میشینین زار زار برام گریه میکنین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز