2777
2789
عنوان

غار تنهایی

85 بازدید | 4 پست

کلا حالم خوب نیس دارم  تصمیم بزرگ مهم زندگیمو میگیرم

ب وقت احتیاج دارم، ب تمرکز ، ب ارامش ، ب تنهایی

دوس داشتم میرفتم ی غار ب مدت چندروز حسابی استراحت میکردم ،مدیتیشن میکردم ، باخدای خودم راز و نیاز میکردم

با خودم عهد و پیمان میبستم

الانم پریو دم بیشتر از همیشه ب سکوت و تنهایی احتیاج دارم ولی دخترم هی میره میاد محکم نیشگونم میگیره همه جامو کبود کرده البته یکسالشه چیزی نمیفهمه ولی همش جیغ و دهد و اذیت میکنه ، شوهرمم همش میگ خستمه ، پاشو از بچه مراقبت کن ، پاشو چای بریز، پاشو ب بچه خوردنی بده

و منم دارم روی تخت بااین همه هرج و مرج به غار تنهاییم فکر میکنم🥲

مردا فک میکنن یک زن ک مادر شد حق خلوت و استراحت نداره ولی کاش درکشون کنین اونا هم ادمن ، مادرها هم فقط یکبار زندگی میکنن

خوشگلا چ پیشمهادی دارین برام واقعا حالم بده🥲

خیلییی دلم میخاد مامان بشم😔میشه برای مامان شدنم یه صلوات بفرستی❤بالاخره منم مامان شدم بی بی چکم ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲مثبت شد😍😍😍
مشکلت چیه؟منم الان به غار تنهایی فکر میکردم

عزیزم خیلی چاقم ، دست تنهام ، کسی رو ندارم ک کمکم باشه یا حنی هفته ای یبار برم خونش خودم هستم و خودم

برا همیم تو زندگی کم‌اوردم ، بچه داری،خونه داری ، غذای سروقت خیلیاشو ب نحو احسن نمیتونم انجام بدم ، میخام هم اصلاح سبک کنم ، ورزش کنم هم ب خونه زندگیم برسم

خیلییی دلم میخاد مامان بشم😔میشه برای مامان شدنم یه صلوات بفرستی❤بالاخره منم مامان شدم بی بی چکم ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲مثبت شد😍😍😍

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.


همیشه دوسداشتم ازدواج کنم که بتونم خونه خودم تنها و راحت باشم ولی تو اونجاهم نمیتونی تنها باشی ؟

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

همیشه دوسداشتم ازدواج کنم که بتونم خونه خودم تنها و راحت باشم ولی تو اونجاهم نمیتونی تنها باشی ؟

نبابا ازاین خبرا نیس عزیزم

من ن مجردی ک خوحه مادربزرگم بودم راحت بودم و ارامش داشتم ن خونه خودم چه بسا خونه خودم سخت تره باید مراقب همه چی باشی ، غذات سروقت اماده بشه ، ب بچه برسی بازی کنی باهاش اخرشم یکم میای ب خودت برسی میبینی دیگه انرژی برات نمونده🙃

البته گلم من شرایطم فرق داره من هیچچچ کسیو ندارم ن پدری ن مادری ک کمک حالم باشن یا چندروز برم خونشون ک خستگی در کنم

من خودمم و خودم

برادهمین خیلی زود کم میارم

خیلییی دلم میخاد مامان بشم😔میشه برای مامان شدنم یه صلوات بفرستی❤بالاخره منم مامان شدم بی بی چکم ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲مثبت شد😍😍😍
2790
2778
2791
2779
2792