من و همسرم عقد بودیم و نمیدونستیم خواهر شوهرم حمومه چون سرویساشون خیلی بزرگه و چندتا در داره من و همسرم کنار هم خوابیده بودیم و فقط فیلم میدیدیم کار خاصی نمیکردیم ولی یهویی در باز شد و خواهر شوهرم اومد بیرون و شوهر عزیز بنده که هول شده بود و خودش فکر میکرد کاری داشته میکرده یهویی برگشت و به میز شیشه ای بزرگ وسط حالشون خورد و میز برگشت و همه اجیلها و ... ریخت روی سرما و من و خواهر شوهرم مبهوت این حادثه بودیم تقریبا تا یک ساعت بعد همینطوری خشک با چندتا بادوم روی سرم به همسرم خیره بودم