2777
2789
عنوان

شیرین

| مشاهده متن کامل بحث + 651 بازدید | 64 پست

ی بار علی اومده بود خونمون مامانم رفته بود بیرو من رو میز جلو صندلی نشسته بودم علی رو تختم البته گوشه تخت نشسته بود تخت من ی جورایی پشت در اتاق یعنی درو باز کنی اصلا معلوم نی مامانم اومد تو اومدم سلام بدم گفتم سلام مامان خوشگلم مامانم ک علیو ندیده بود دوتا گوز زد گفت اینم یعنی سلام دختر مهربونم بدبخت علی کپ کرده بود ....

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

ی بار علی اومده بود خونمون مامانم رفته بود بیرو من رو میز جلو صندلی نشسته بودم علی رو تختم البته گوش ...

واییییی آخه مامانتم پایه اس😁😂😂🤣😂🤣😂😂

الهی یهویی همون بشه که مدت ها بهش فکر میکنین🙂
ی بار علی اومده بود خونمون مامانم رفته بود بیرو من رو میز جلو صندلی نشسته بودم علی رو تختم البته گوش ...

دروووووووووغ میگی 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم
2790
2778
2791
2779
2792