2777
2789
عنوان

شرح در متن😔😔😔

386 بازدید | 20 پست

سلام زلزله

دیشب که آمدی

من ولیلا و حمید را در خواب بردی

نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آوار پیدا می کنند یا نه

تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم

راستی بقیه آدم ها چی ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟


دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد

ساکتِ ساکت ، برای همیشه

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود ،

پیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و ...

حمید در زیر اوار ، نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس " خویشه گی خاسم  " من هستم

ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من


می دانی زلزله ، ما که رفتیم

ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند

همه آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیم شان

لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا

ولی ما دیگه نبودیم ،

اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ... بگذریم


لودر که می دانی چیست

همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه

از آن استفاده می کنند

ودر روستاها ، برای برداشتن آوار از سر مردم


مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند

و دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع باشد

همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدر

برای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردند

کاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودند

تا پدر خانه بهتری برایمان بسازد

تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند


وای " باوگم "   ، چقدر سنگین کرده بودی ، این آوار را


نمی دانم زلزله

شاید برای دادن وام پدر ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند


می دانی زلزله

با آمدن تو ، روستای ما را شناختند

می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست

ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟


راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به ۷/۳  ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟


می دانی زلزله به چه فکر می کنم

به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی


و به زنده های لودر و همدلی  ندیده

به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،

آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند

تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند


دلم برای لیلا و حمید و مریم های روستاهای بعدی می سوزد


می دانی زلزله

ما که رفتیم

ولی خدا کند روزی بنویسند :

" ز" مثل " زندگی"

ننویسند:

" ز" مثل " زلزله"

🍷جام لبریزم، به دست رعشه دار افتاده ام 🍷

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

    دیشب یک بچه دبستانی دیدم که کارتون جمع میکرد وقتی کارتون میدید چقدر ذوق میکرد 

دلم آتیش گرفت 

کاش ز مثل زندگی کردن بود 

کاش انقدر دزد نبود کاش انقد فقیر نبود 

آواره نبود 

ای خدا بغض داره خفم میکنه  

پس جهنم اینه!                                                         هرگزبه این شکل درباره ش فکرنمی کردم !              یادتون هست: گوگرد،سیخ،آتیش....                          آه!                                                           عجب حرف های مضحکی سال ها درمغزمان فروکردند .                احتیاجی به سیخ نیست!       حالا فهمیدم جهنم  همان زندگی اجباری با احمق های اطرافه....!

خیلی سخته واقعا..هربلر ی اتفاق میفته دوهفته ازش حرف میزنن و بعد کلا فراموش میشه ومییییره تا اتفاق بعدی😔😔

مگه اولین باره همچین زلزله ای شده؟بم.طبس.رودبار.منجیل تو سالهای مختلف با خاک یکسان شد 

بعد هر حادثه کلی وعده ووعید کلی ابراز احساسات

بعدم همه چیز فراموش شد ورفت تا زلزله ی بعدی

خدایا تو که میبینی وضع این مردمو تورو قرآن تو باهامون مهربونتر باش

🍷جام لبریزم، به دست رعشه دار افتاده ام 🍷

بجای اشک و غم غصه هرچی در توانتون هس براشون بفرستید خانما اونا ب اشک کسی نیاز ندارن فقط ب کمک نیاز د ...


هرکسی در حد توانش کمک خودشو کرده 

چه کم و چه زیاد

کسایی هم که دستشون خالی با دعا کردن میتونن همدردی کنن.

پسرم و مادرم نفسای منن 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز