بالاخره بعد هفت ماه اومدم خونه بابام اونم خودشون گفتن پیشمون نیستی فکرمون پیشته نمیزارنم برم خونه خودم اما بابام اینقدرررر غر میزنه که خستمون کرده دیگه مامانم بیچاره که از دوس داشتنش هیچی نمیگه ولی من و خواهرم واقعا عاصی شدیم دیگه به همه چی گیر میده همههه چی میخوایم جوابشو ندیم میریم تو اتاقمون باز گیر میده چرا رفتید تو اتاق فکر میکنه فقط خودش همه چیو بلده و میفهمه 😔چرا اخهه