2777
2789
عنوان

بابام 😔

130 بازدید | 7 پست

بالاخره بعد هفت ماه اومدم خونه بابام اونم خودشون گفتن پیشمون نیستی فکرمون پیشته نمیزارنم برم خونه خودم اما بابام اینقدرررر غر میزنه که خستمون کرده دیگه مامانم بیچاره که از دوس داشتنش هیچی نمیگه ولی من و خواهرم واقعا عاصی شدیم دیگه به همه چی گیر میده همههه چی میخوایم جوابشو ندیم میریم تو اتاقمون باز گیر میده چرا رفتید تو اتاق فکر میکنه فقط خودش همه چیو بلده و میفهمه 😔چرا اخهه

بابای منم همینجوره .منم سالی یکبار میرم زنگ که میزنم همش ب بچه هام توهین می‌کنه.دیروزم داشتم باهاش حرف میزدم یک اتفاقی افتاد خندیدم حالا قهر کرده که چرا خندیدی گفتم بابا ببخشید دیگه باهام حرف نمیزنه 

بابای منم همینجوره .منم سالی یکبار میرم زنگ که میزنم همش ب بچه هام توهین می‌کنه.دیروزم داشتم باهاش ح ...

اوووووف اینم هرچی بگه خودش اشکال نداره اما همون حرف و رفتارو تو کنی ناراحت میشه هی میشینه ازمنه بدبخت ساکت بد میگه اما از خواهر کوچیک ترازمن که ده مترم زبون داره طرفداری میکنه باز خواهرم نالانه فکر کن الانم بااینکه باردارم باز به من گیر میده تو چیزی نمیدونی اینه اونه کلافم دیگه 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792