بالاخره بعد هفت ماه اومدم خونه بابام اونم خودشون گفتن پیشمون نیستی فکرمون پیشته نمیزارنم برم خونه خودم اما بابام اینقدرررر غر میزنه که خستمون کرده دیگه مامانم بیچاره که از دوس داشتنش هیچی نمیگه ولی من و خواهرم واقعا عاصی شدیم دیگه به همه چی گیر میده همههه چی میخوایم جوابشو ندیم میریم تو اتاقمون باز گیر میده چرا رفتید تو اتاق فکر میکنه فقط خودش همه چیو بلده و میفهمه 😔چرا اخهه
بابای منم همینجوره .منم سالی یکبار میرم زنگ که میزنم همش ب بچه هام توهین میکنه.دیروزم داشتم باهاش ح ...
اوووووف اینم هرچی بگه خودش اشکال نداره اما همون حرف و رفتارو تو کنی ناراحت میشه هی میشینه ازمنه بدبخت ساکت بد میگه اما از خواهر کوچیک ترازمن که ده مترم زبون داره طرفداری میکنه باز خواهرم نالانه فکر کن الانم بااینکه باردارم باز به من گیر میده تو چیزی نمیدونی اینه اونه کلافم دیگه