2777
2789
عنوان

غم دل

104 بازدید | 8 پست

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم


از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم


روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تماشا دلم

از دل تو در دل من نکته‌ هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم


گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره‌ی آبم که در اندیشه‌ی دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم


- فاضل نظری 

درد را باران نمیشورد ولی.... زیر باران زیر باران گریه کن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یک نفس بی یار نتوانم نشست


بی رخ دلدار نتوانم نشست


از سر می، می نخواهم خواستن


یک زمان هشیار نتوانم نشست


نور چشمم اوست من بی نور چشم


روی با دیوار نتوانم نشست


دیده را خواهم به نورش بر فروخت


یک نفس بی یار نتوانم نشست


من که از اطوار بیرون جسته ام


با چنین اطوار نتوانم نشست


من که دائم بلبل جانم بوده ام


بی گل و گلزار نتوانم نشست


کار من پیوسته چون بیکار هست


بیش از این بیکار نتوانم نشست


هر نفس خواهی تجلای دگر


زان که بی انوار نتوانم نشست


زان که یک دم در جهان جسم و جان


بی غم آن یار نتوانم نشست


شمس را هر لحظه می گوید بلند


بی اولی الابصار نتوانم نشست


من هوای یار دارم بیش از این


در غم اغیار نتوانم نشست


2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز