2777
2789
عنوان

غم دل

104 بازدید | 8 پست

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم


از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم


روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تماشا دلم

از دل تو در دل من نکته‌ هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم


گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره‌ی آبم که در اندیشه‌ی دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم


- فاضل نظری 

درد را باران نمیشورد ولی.... زیر باران زیر باران گریه کن

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

یک نفس بی یار نتوانم نشست


بی رخ دلدار نتوانم نشست


از سر می، می نخواهم خواستن


یک زمان هشیار نتوانم نشست


نور چشمم اوست من بی نور چشم


روی با دیوار نتوانم نشست


دیده را خواهم به نورش بر فروخت


یک نفس بی یار نتوانم نشست


من که از اطوار بیرون جسته ام


با چنین اطوار نتوانم نشست


من که دائم بلبل جانم بوده ام


بی گل و گلزار نتوانم نشست


کار من پیوسته چون بیکار هست


بیش از این بیکار نتوانم نشست


هر نفس خواهی تجلای دگر


زان که بی انوار نتوانم نشست


زان که یک دم در جهان جسم و جان


بی غم آن یار نتوانم نشست


شمس را هر لحظه می گوید بلند


بی اولی الابصار نتوانم نشست


من هوای یار دارم بیش از این


در غم اغیار نتوانم نشست


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108