خوابیده بودم پسرم بیدارم کرد که گشنمه 😐 پاشدم غذا براش گرم کردم مسواک و نخ دندون و فلان کلا خوابم پرید دیگه پاشدم یه ذره آشپزخونه رو مرتب کنم یه فنجون شکست سر و صدا شد شوهرم پذیرایی خوابیده بود از خواب بیدار شد با ناراحتی رفت اتاق خوابید
دیگه منم کارم تموم شد الان اومدم توی اتاق منتظرم اذان بزنه نماز بخونم دیگه گوشی رو بذارم کنار زور بزنم بخوابم