2777
2789
عنوان

اجنه

| مشاهده متن کامل بحث + 210 بازدید | 31 پست
خیلی دنبالش بودم و الان هم دارن سعی میکنم اما میخوام زودتر بشه شش ماه شده حوصلم سر رفته شما چه جوری ...


من اول بگم که طلسمم کردن و خودم بازش نکردم بعد برا بستنشم هنوز قدرت کافی ندارم دیگه عادت کردم از کنارشون رد میشم و..... و من اول  یه روح پاک دیدم. 

تو گوگل بزن میاد اما بعد به من ربطی نداره چه اتفاقی برات میوفته ها 

ششما میدونی چجوری



میخای چیکار آخه دیوونه😂

مادر بزرگم خیلی خیلی از اجنه برام میگفت


مردم روستا وقتی میرفتن سر زمینای کشاورزی 

همیشه توی یه دره جن میدیدن 


هیچ کس جرعت نداشت تنهایی بره اونجا

اما مادر بزرگم میگفت حتی صداش میکردم ک ببینمش 

تنهام میرفتم

اما نمیدیدمش 


میگف شاید دلیلش شجاعتم بوده


اما یه بار یکیشونو نیمه شب توی طویله دیده بود

گفت دستشو گرفتم اما هیچ استخونی نداشت🥴


ازش برکت خواسته بود

از اون روز 

نون هایی ک توی سطل نونش بود

تموم نمیشدن

تا ماه ها‌...

اما چون این راز رو به بقیه میگه

یهو تمام نونا غیب میشه

و کلللللی ماجرای دیگه🙂

زندگی مثل سیگار میمونه🚬روشن ک شد""چه بِکِشی// چه نَکِشی //تا تهش میسوزه👍

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

من اول بگم که طلسمم کردن و خودم بازش نکردم بعد برا بستنشم هنوز قدرت کافی ندارم دیگه عادت کردم از کنا ...

یه روشی بود که تو هوای ازاد یه گوشتی بود بپزین بخورین  ثلی یادم نی گوشتش جی بود

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

میخای چیکار آخه دیوونه😂 مادر بزرگم خیلی خیلی از اجنه برام میگفت مردم روستا وقتی میرفتن سر زمین ...

چه باخال

میخوام ببینمشون 

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

میشه تعریف کنی 

زیاد بودن اما سریا رد شدن یه بار با اخضار دیدم خیلی ترسناک بود اما سریع قطع کردم ارتباطمو اما دفعه های بد خیلی سریع دیدم رد میشن اما یه مدته دیگه مثل قبل نیست 

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

چجوری احضار کردی

دوبار کردم یکبار با کلی متن که یادم نی یکبارم اینکه مداد میگیرن تو دست و ارتباط ذهنی

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

با چشم دیدی . یا تصورات ذهنی هست

ههردو ولی تصور ذهمی یه خیلی ترسناک بود و اینکه تا الان چنین چیزی ندیده بودم اما با چشم هن شده

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

زیاد بودن اما سریا رد شدن یه بار با اخضار دیدم خیلی ترسناک بود اما سریع قطع کردم ارتباطمو اما دفعه ه ...

پس هنوز ندیدی.با ذهن که نمیشه با چشم باید ببینی اونم تو هوشیاری کامل حتی تو روز روشن تا بشه گفت دیدی.رد شدو و رفت نترسیدمم که نمیشه نترسیدن وقتی اومد دستو پاتو گرفت همه قدرتتو گرفت حتی قدرت حرف زدن اون موقع اگه نترسیدی حسابه

من فکر کردم حتما دیدی و باهاش حرف زدی . تصور ذهنی فایده نداره

من دیدم با چشم خودم و بار ها

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

پس هنوز ندیدی.با ذهن که نمیشه با چشم باید ببینی اونم تو هوشیاری کامل حتی تو روز روشن تا بشه گفت دیدی ...

میگم یک بار تصور ذهنی بود اما تا حالا بارها تو روز روشن دیدم به شکل های متفاوت

☆↪خدا همیشه با منه/שמע ישראל יהוה אלהינו יהוה אחד/تاریخ تولدم واقعی نیس توجه نکنید /کاربری دست دو نفره~

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز