بر اساس واقعیته فردیناند زائر بروخ جراح نابغه ای بوده که در اواخر عمرش مبتلا به جنون ادواری میشه و این بیماری باعث میشه دست به کارهای فاجعه آمیزی بزنه ممثلا زدر حین عمل برای درآوردن غده سرطانی از معده بیمار قلب بیمار رو درمیاره و پرت می کنه توی سطل زباله... قشنگیش به اینه که بخونیش بگم هیجانش میره