2777
2789
عنوان

شوگر ددی!

| مشاهده متن کامل بحث + 3937 بازدید | 68 پست

اگه برن بیرون پلیس و گشت ارشاد گیر نمی‌ده بهشون 

این یه مورد 

حس آقاهه هم اینه که من خیلی شاخم با یه دختر جوون دوست شدم

آه گویی ز دخمه ی دل من روح شبگرد مه گذر کرده ...🌱درخواست دوستی هیچ کس قبول نمی کنم. 🚫

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ازاندام چروکیده خوششون میاد دلیلی دیگه ندیدم

وای😂

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

من از لحاظ مالی تکمیل بودم دیگه ۲ میبیون بالا کشیدم ازش بعدا بابام فهمید لو رفتم 

الان چن سالته دختر زرنگ 😅

میشه برای رسیدن به نیتم و زودتر حل شدن مشکلات دعاها کنید زودتر بریم سر خونه زندگیمون 🥰
چطورزنده ای هنوز

نفهمید رل زدیم فکر کرد فقط صحبته چتامونو پاک میکردم مخصوصا مثبت۱۸ هاش

بی ارزش ترین انسان ها؛ اونایی هستن که خوب بودن  دیگرانو میزارن پای زرنگی خودشون 
با چند نفری سن بالا بودم یکیشون بینشون زن داشت

ازت چه انتظاراتی داشت اونی که زن داشت؟نمیترسید زنش بفهمه؟یعنی تورو ازهمه مخفی میکرد؟

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

آنقدر این جوونا پیچوندنشون خسته شدم دیگه دنبال یه مرد واقعی میگردن

اره راست میگی اینم میتونه دلیلش باشه چون واقعا تجربه بدی داشت 

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

دو میلیون اصلا ارزش این رابطه رو نداشت کاش پدرت دو میلیونو بهت میداد

بابا من ۱۰۰ تومن نمیدادم دومیلیون بدتم باابا ما تو فقر مطلق زندگی میکنم بابام سر کار نمیره اصلا مامانم کار میکنه

بی ارزش ترین انسان ها؛ اونایی هستن که خوب بودن  دیگرانو میزارن پای زرنگی خودشون 
اگه برن بیرون پلیس و گشت ارشاد گیر نمی‌ده بهشون  این یه مورد  حس آقاهه هم اینه که من خیل ...

اره واقعا تو چیزش عروسیه

البته مرده دکتره قیافشم خوبه بخواد راحت میتونه باهزارنفرباشه ولی بخاطر اینکه همه میشناسنش همش ب دوستم تذکرمیده

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

ازت چه انتظاراتی داشت اونی که زن داشت؟نمیترسید زنش بفهمه؟یعنی تورو ازهمه مخفی میکرد؟

زنش میدونست تازه میخواست بیاد خواستگاریم مغزش معیوب بود زنشم زبونش لال بود انگار از اون تو سری خورا بودش

بی ارزش ترین انسان ها؛ اونایی هستن که خوب بودن  دیگرانو میزارن پای زرنگی خودشون 
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز