بی حال و بی جونم ویتامین بدنم کمه دختر ۲۴ ساله که همش سرکاره روزی ۱۲ ساعت همش تو سری میخوره که چرا ازدواج نکرده خودمم برا ازدواج تلاش کردم با چند نفر آشنا شدم اما در کوتاه مدت نهایتا یکماه چون بعد فهمیدم برخلاف ظاهرشون آدمای تو زردی بودن و نیت بدی داشتن مثلا هفته پیش با کسی که دو هفته آشنا بودم پیشنهاد خونه و رابطه داد بدون هیچ فکر کردنی رد کردم خسته ام میخوام بمیرم فقط فشار کار خانواده برا ازدواج چون تو فامیل کوچکترا ۱۸ ساله ازدواج کردن اینکه تا این سن دانشگاه نرفتم خیلی اذیتم میکنه خیلی اذیتم با این سن کمم انقدر کار میکنم دارم پیر میشم از فشار کار
تیکر رسیدن به هدفم✌🏻 میشه برای رسیدن به هدف بزرگی که دارم یه صلوات مهمونم کنی؟🙂 با عرض احترام درخواست دوستی قبول نمیکنم خصوصا برای هرگونه فا ل و تک نیت🌹🌹 غیر از این مورد امر دیگه ای داشتید قبلش بهم اطلاع بدید تو تاپیکم تشکر♡
عزیزم به خودت سخت نگیر ... خودش یه اندازه کافی سخت هست تو دیگه بدترش نکن ذهنیتت رو تغییر بده اونام نگران آینده هستن دیگه .. به خودت بگو اونا میدونن من لیاقت یه زندگی خوب با یه همسر خوب رو دارم بخاطر همین حرص میخورم و نگرانن
بزار روزگار نیمه گمشده اتو بهت بده عشق زوری ازدواج با کسی که همش مجبوری بهش باج بدی همسری که با کوچکترین حرکتیش دلزده بشی خیلییییییی زجر آور تره ازدواج در نهایت عشق و احترام سرانجام خوبی داره دختر خوب کنار کارت سر گرمی داشته باش مثلا تو مترو یا سرویس رفت و بر گشت رمان صوتی گوش کن کلکسیون جمع کن مسافرتهای یک روزه تو شهری برو صبح های جمعه برو کوه اونجا آدمهای جدید میبینی و دنیات بزرگتر میشه