2777
2789
عنوان

طلاق

1563 بازدید | 11 پست

بچه ها خواهر شوهرم برا بار دوم طلاق گرفت ولی به من چیزی نگفتن ما راه دور هستیم و چون شاغلم سالی دوبار میتونیم بریم شهرستان عید رفتیم خونه مادر شوهرم از خواهر شوهر سراغ همسرشو گرفتم ( چون طبقه بالای مادرشوهرم زندگی میکنه) گفت رفته خونه باباش چون پدرش سکته کرده ... بعد یه ساعت مادرشوهرم تو آشپزخونه بهم گفت اینا دو ماهه جدا شدن من شوک شدم اینکه من نمیدونستم ولی مثل اینکه شوهرم میدونست  به مادرشوهرم گفت چرا به من نگفتید غریبه که نبودم گفت نمیخاستیم ناراحتت کنیم   واقعا ناراحت شدما چون دختر بیچاره از زندگی متاهلی شانس نیاورده و اینطور برا بار دوم جدا شد

من شاید اگه مثل سابق بودم با شوهرم بحث میگردم که چرا من نمیدونم و فلان ولی اصلا به روی شوهرمم نیاوردم دلم واسش سوخت حس میکنم شوهرم خجاالت میکشه نمیدونم. ولی به خواهرش هم اون چن روز هیچی نگفتم دم رفتن بوسش کردم و گفتم ایشالا به آرامش برسی و زندگیت پر از عشق بشه دیدم چشاش اشکی شد و گفت جدا شدم گفتم واسه ماه دیگه بیا خونم یکم روحیه ات عوض شه...

حالا سوالم اینه من باید ناراحت میشدم که چرا به من نگفتن؟ خب من 16 ساله عروسشون هستم غریبه که نبودم یعنی اینقد من ترسناکم؟  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم همین فکررو میکنم

فکردرستی‌ میکنی‌ عزیزم‌ منم‌ اگ‌ تو خانواده شوهر چیزی بهم‌ نگن‌ ناراحت‌ نمشم‌ بالاخره‌ هرکس‌ حق اینوداره‌ ک زندگی‌ شخصی‌ داشته باشه باشه مطمئن باش همونطوری ک بهت نمیگن‌ توکاراتم‌ سرک‌ نمکشن

مممممم
فکردرستی‌ میکنی‌ عزیزم‌ منم‌ اگ‌ تو خانواده شوهر چیزی بهم‌ نگن‌ ناراحت‌ نمشم‌ بالاخره‌ هرکس‌ حق اینو ...

درسته 

اشید اگه چند سال پیش تر بود عصبانی میشدم و به شوهرم میگفتم ولی واقعا غصم شد فقط گفتم یعنی من غریبه بودم اون جاریم خبر داشت البته اینم بگم جاریم شهر نزدیک تر به اونا هست و مادرشوهرم چند بار رفت خونش و بهم گفت وقتی رفتم خهونشون بهش گفتم منتطر بودم تو بیا یبگم

درسته  اشید اگه چند سال پیش تر بود عصبانی میشدم و به شوهرم میگفتم ولی واقعا غصم شد فقط گفتم یع ...

اگ‌ ت رم‌ چنبار میدیدنونمیگفتن‌ باز این‌ ی حرفی‌ میشد ولی دیگ‌ دفعه اول ک دیدن‌ گفتن‌ دیگ

مممممم
2790
2778
2791
2779
2792