2777
2789
عنوان

عشق یا....؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 403 بازدید | 81 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دوستم دارن  خوبن  پدرم اعتیاد داره ولی همچنان میگ من نمیزارم بدبخت بشی و مخالف ازدواجتم ...

خب درست میگه دیگه 

اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بی‌خبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون  و خوبی های بی منت 🌈🦋‌‌ سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ می‌گفت هرچقدر دل‌چرکین باشم ازت ولی دوست‌داشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛 
دلیلشون منطقیه؟  علتش چیه؟

اره منطقیه 

کاملا فرهنگ ، ظاهر ، پوشش و همه چیشون با ما متفاوتند و ۱۷ ساعت فاصله دارن از ما 

۴ سال ازم کوچکتره پسره 

شغل نداره 

باباش جدا ازشون زندگی میکنه

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
اره منطقیه  کاملا فرهنگ ، ظاهر ، پوشش و همه چیشون با ما متفاوتند و ۱۷ ساعت فاصله دارن از ما&nb ...

اوه اوه پس اشتباه نکن اصلا. حتما پدر و مادرت درست میگن. اون انتخابت واسه ازدواج درست نیست با این شرایطی که گفتی. 

خانواده

قطعا اونا خوشبختی تو رو میخوان و برای مخالفت شون دلیل دارن..

پس فردا که با اون اقا بری زیر یه سقف اگه بهت بگه بالای چشمت ابروئه نمی تونی به خانوادت بگی..چون خجالت میکشی بگی کسی که انقدر عاشقش بودی اینجوری باهات رفتار میکنه

خودم ن ولی دور و اطرافم زیاد 

من ۴ سال از پسره بزرگترم مجازی آشنا شده بودیم 

راهشون دوره و با ما زمین تا آسمون متفاوت اما دلم پیشش گیره سه سال و نیمه باهمیم



چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
اره منطقیه  کاملا فرهنگ ، ظاهر ، پوشش و همه چیشون با ما متفاوتند و ۱۷ ساعت فاصله دارن از ما&nb ...

واقعا با چنین شرایطی بازم می پرسی عشق یا خانواده؟   میخوای زندگیتو داغون کنی برو عشقو انتخاب کن

هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افتد! 

دوستم دارن  خوبن  پدرم اعتیاد داره ولی همچنان میگ من نمیزارم بدبخت بشی و مخالف ازدواجتم ...

الهی بمیرم طفلی بابای منم اون سال گفت ....ی جماعت به درد نمیخوره من باهاشون هم خدمتی بودم اسم شهر رو نمیگم توهین نشه ما هم دقیقا دو تا شهر جدا بودیم مخصوصا که من تهران بودم و اونا انگار میخواستن منو خورد کنن که بگن ما بالاتریم به خدا من اصلا افتخاری برام نداشت شهرم ولی اونا اینجوری نگاه میکردن بابام گفت اونا با ما خییییلی فرق دارن من گوش نکردم گفتم چه فرقی داره اخه اونا فکر نکن حالت روستای کوچیک و پرت بودن نه مرکز شهر بودن پدرش لیسانسه زمان شاه مادرش فرهنگی ولی کو فرهنگ کو درک

خانواده قطعا اونا خوشبختی تو رو میخوان و برای مخالفت شون دلیل دارن.. پس فردا که با اون اقا بری زیر ...

.    بمیره این دل ک هرچی بهش میگم حالش نیست 

مشاوره حتی رفتم و گفته کات کن باهاش 

نمیدونم چکار کنم 

دلم نمیاد رابطمونو بهم بزنم

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
من ۴ سال از پسره بزرگترم مجازی آشنا شده بودیم  راهشون دوره و با ما زمین تا آسمون متفاوت اما دل ...

یا علی چقدر شبیه اون موقع منی ما هم مجازی اشنا شدیم ما هم  اختلاف فرهنگی داشتیم مثلا اونا کلا بی حجاب ما با حجاب ولی من میگفتم بابا پسره معتقده  با خانوادش فرق داره اقا پسر معتقد تحت یه سری جو دوستانه اونجوری بود الان میگه به من روسریتو بردار مشروب هم بخوریم با هم هرکسی به اصل خودش برمیگرده 

الهی بمیرم طفلی بابای منم اون سال گفت ....ی جماعت به درد نمیخوره من باهاشون هم خدمتی بودم اسم شهر رو ...

پدر و مادر عشق من جدا از همن پدرش هیچ حمایتی نمیکنه 

تو ی شهر دور  ی روستای بدون امکانانتن و فقط ۲۰ سالشه 

قلبش پاکه و درونش زیبا اما وضع مالیش صفره و تحصیلات هم فقط دیپلم من فعلا دانشجوام

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز