2777
2789
به شوهرت بگو بهش بگو دو هفته ای یه روز بیاد .. خلاصه با شوهرت حل و فصلش کنید . اما اصلااااااااااا ای ...

انگورمیتونی درک کنی باکسی ازدواج کردی از بدبختیات ب ی سراب فرار کردی وبهش رسیدی دیگ هیچی ب هیچی یعنی چی میتونی ی دختر۲۲ساله رودرک کنی ک توماه شاید پنج روز شایدده روزمیتونه توخونه خودش راحت باشه یعنی چی میتونی درک کنی شوهری ک هیچوقت حرفاتونمیفهمه ونمیدونه تودلت چی میگذره یعنی چی این همه باررو شونه هام سنگینی می‌کنه ازاون بدتراسترس اینوبایدداشته باشم ک زندگیم توسط اون زن نپاچه



میگم که  آخرش اینه به شوهرت بگو نیاد پیشتون بره با مادرش زندگی کنه شوهرت هم دلش براش تنگ میشه ب ...

گفتم ک ازنظرمنم بایدمادی معنوی پیشش باشه ولی میاره پیش من ن اون دلش تنگ میشه برای منه نامادری ن من دلم اون مامان بابای خودشو داره ولی شوهرم گوش نمیده می‌ره میاره میندازه گردن من می‌ره سرکار

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

انگورمیتونی درک کنی باکسی ازدواج کردی از بدبختیات ب ی سراب فرار کردی وبهش رسیدی دیگ هیچی ب هیچی یعنی ...

۲۰روز مادرشوهر همراه با دارو دستش واین بچه وبعدازاونم این بچه 

انگورمیتونی درک کنی باکسی ازدواج کردی از بدبختیات ب ی سراب فرار کردی وبهش رسیدی دیگ هیچی ب هیچی یعنی ...

زندگیت نمیپاشه عزیزم خیالت راحت باشه ... این فقط حس توعه... منم درکت میکنم سنت کمه آرزو هات زیادن آرامش میخوای . همه اینا درست میشه کم کم به شوهرت اینا رو القا کن یواش یواش .. بابت مهمونداریات ... حتی زیاد اومدن بچه .. کم کم همه ش درست میشه 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز