غزلبانو38 هوای گریه دارم ، بغض از منفقط یک شانه ی مردانه از تورها در گرمیِ آغوشت از منپناهِ این دل دیوانه از تو غزلبانو# 😍😁🥺🥰 برو به پست
غزلبانو38 و به گمانم زندگی زخمی است کهنه و ناسور مرهمی به آن افاقه نداردگاهی التیام می گیرد و گاهی سر وا میکند باید پذیرفت تحمل کرد و مدارا …غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 زندگی چیست ؟ پر از درد برای من و توسرد و بارانی و تار است هوای من و توروزگاری است که با غصه و غم ساخته ایم اندکی صبر، بزرگ است خدای من و تو غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 با من از درد نگو ، سینه ام از درد پر است دلم از پیر و جوان، از زن و از مرد ، پُر استگفتی اینجا همه مَردند، گمانم برعکس این همه درد نشانی است که نامرد پر است غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 تو مثل رویش گل در غروب پاییزیمنم که رنگ خزانم، بمان بهارم باش عزیز قلب من ای علت ترانهی منبیا و مونس این قلب داغدارم باشغزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 حتی تصور کردنش هم مثل کابوسآتش به روح و جان و احساسم کشیدهفکرش که من باشم ولی پیشم نباشییعنی که پایان من و دنیا رسیدهغزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 وَ بعد از رفتنت اینگونه چشمان غزل تر شدوَ این چشمان تر تا عمر دارد خیره بر در شد بیا دیگر تحمل کردن این درد ممکن نیستاز آن وقتی که رفتی حال من هر روز بدتر شدغزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 تو رفتی آسمان بغض مرا فهمید و ابری شدوَ من ماندم، سکوت و آسمان تار پاییزیغزلبانو# برو به پست