2789

سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز


در درونم زنده است و زندگانی می کند




با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من


خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

یه صلوات میفرستی برام لطفا  

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

گر بیایی دهمت جان و نیایی کُشدم غممن که بایست بمیرم، چه بیایی چه نیایی..


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران

یه صلوات میفرستی برام لطفا  

امضام

قشنگ بود 

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست

می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی

چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟

باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند

یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی

دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو

پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود

باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است

باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

یه صلوات میفرستی برام لطفا  

شده گاهی ز خودت سیر شوی؟
شده آهی بکشی، بغض کنی، پیر شوی؟

شده بنویسی دو خط نامه و بسپاری به آب
نامه را پس بزند آب ، دلگیر شوی؟

شده با طعنه به این و آن نشانت بدهند؟
یا که از جانبِ قلبت شده تحقیر شوی؟

شده که عاشق او باشی و او عاشق او؟
با دل و عقل خودت یک تنه درگیر شوی؟

شده هی شعر بنویسی همه را پاره کند؟
شده از عشق کسی آه زمین گیر شوی؟


@خیلی دوست دارم این شعرو 

شده گاهی ز خودت سیر شوی؟شده آهی بکشی، بغض کنی، پیر شوی؟شده بنویسی دو خط نامه و بسپاری به آبنامه را پ ...

خیلی قشنگ بود خیلی

زیر مجموعه ی خودم هستم

مثل مجموعه ای که سخت تهی ست

در سرم فکر کاشتن دارم

گرچه باغ من از درخت تهی ست

 

عشق آهوی تیزپا شد و من

ببر بی حرکت پتوهایم

خشمگین نیستم که تا امروز

نرسیدم به آرزوهایم

 

نرسیدن رسیدن محض است

آبزی آب را نمی بیند

هرکه در ماه زندگی بکند

رنگ مهتاب را نمی بیند

 

دوری و دوستی حکایت ماست

غیر از این هرچه هست در هوس است

پای احساس در میان باشد

انتخاب پرنده ها قفس است

 

وسعت کوچک رهایی را

از نگاه اسیر باید دید

کوه در رشته کوه بسیار است

کوه را در کویر باید دید

 

گرچه باغ من از درخت تهی ست

در سرم فکر کاشتن دارم

شعر را، عشق را، مکاشفه را

همه را از نداشتن دارم...

یه صلوات میفرستی برام لطفا  

با من از درد نگو ، سینه ام از درد پر است 

دلم از پیر و جوان، از زن و از مرد ، پُر است

گفتی اینجا همه مَردند، گمانم برعکس 

این همه درد نشانی است که نامرد پر است 


غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
با من از درد نگو ، سینه ام از درد پر است دلم از پیر و جوان، از زن و از مرد ، پُر استگفتی اینجا همه م ...

منم البته مینویسم ولی نه به طور حرفه ای مثلا:

من ساده ترین فردِ کلاسش بودم 

هر روز که میرفت به یادَش بودم 

با فنِّ قشنگی که به ذوقم میزد 

من باز خراب و مست و رامَش بودم 

یه صلوات میفرستی برام لطفا  

منم البته مینویسم ولی نه به طور حرفه ای مثلا:من ساده ترین فردِ کلاسش بودم هر روز که میرفت به یادَش ب ...

زیبا بود 

با وزن آشنا هستید 

کمی پرداخت بفرمایید قسمت قافیه ها رو ، شعر زیباتری خاهد شد 

قلمتون سبز 

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز