2777

شهریار #

برای هشتگ "شهریار" 122 مورد یافت شد.


بزن که سوز دل من ، به ساز میگوئی ..

ز سازِ دل چه شنیدی ؟ که باز میگوئی ..


مگر چو باد وزیدی به زلف یار ، که باز ..

به گوش دل سخنی دلنواز میگوئی ..


مگر حکایت پروانه میکنی با شمع ..

که شرح قصه به سوز و گداز میگوئی ..



کنون که راز دلِ ما ز پرده بیرون شد ..

بزن که در دلِ این پرده راز میگوئی .....



شهریار#    



گر مرا ترک کنی ، من ز غمت می سوزم ..

آسمان را به زمین ، جانِ خودت می دوزم ..


گر مرا ترک کنی ، ترک نفس خواهم کرد ..

بی وجود تو بدان ، خانه قفس خواهم کرد ..


بی تو یک لحظه رمق ، در دل و در جانم نیست ..

بیقرارم نکنی ، طاقتِ هجرانم نیست ..  





شهریار#   

باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی

باز ای سپیده ی شب هجران نیامدی


شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

افسوس ای شکوفه ی خندان نیامدی


زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

باز امشب از دریچه ی زندان نیامدی

        #شهریار#‍ 



💚💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚


راهی به خدا دارد ، خلوتگهِ تنهایی

آنجا که رَوی از خود ، آنجا که به خود آیی


بیدار ِ تو تا بودم ، رویای تو میدیدم

بیدار کن از خوابم ، ای شاهدِ رویایی


از چشمِ تو میخیزد ، هنگامه ی سرمستی

وز زلفِ تو میزاید ، انگیزه ی شیدایی



هر نقش ِ نگارینت ، چون منظره ی خورشید

مجموعه ی لطف است و ، منظومه ی زیبایی


چشمی که تماشاگر ، در حُسنِ تو باشد نیست

در عشق نمیگنجد ، این حُسن ِ تماشایی



💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚







شهریار# ❤



 


به اختیار گرو برد ، چشمِ یار از من ..

که دور از او ببرد گریه ، اختیار از من ..


به روز حشر ، اگر اختیار با ما بود ..

بهشت و هر چه در او از شما و یار از من ..


در انتظارِ تو بنشستم و سرآمد عمر ..

دگر چه داری از این بیش ، انتظار از من ....







شهریار#   



بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم ...

تار و پودم تو بگو ، با دلِ تنها چه کنم ...


شده ام مرثیه خوانِ دلِ سودا زده ام ...

از بدِ حادثه ، دلبسته و شیدا شده ام ...


این دلِ پر ز تَرَک ، اینهمه غم لایق نیست ...

دلِ چون سنگ تو را ، جز دلِ من عاشق نیست ...



شهریار#  

داغ ترین های تاپیک های امروز