2821
2789
عنوان

ازدواج

| مشاهده متن کامل بحث + 496 بازدید | 64 پست

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

والا من ظاهرم خوبه سر زبونم دارم ولی وضعیتم اینه

ببین تو چون خیلی موضوع خواستگاری و ازدواج اینا برات مهمه و مدام بهش فکر میکنی و استرس داری بخاطر همینم خواسته ات ازت دور میشه .  باید رهاش کنییی .خودتو سرگرم کارایی که دوست داری بکن و یه مدت کلا بیخیال خواستگار و ازدواج شو.و خودتو دوست داشته باش و احساس خوبی نسبت به خودت داشته باش. بعد دقیقا یه آدم خوب سر راهت قرار میگیره.‌کائنات اینکار و میکنه! اما به شرط رهایی و احساس خوب

من واقعا همه جوره به خودم میرسم ببین آدمای رکن اگ چیزی باشه بهم میگن و جدا از اون بار ها شاهد این ...

تو باید درونتو درست کنی . باید اول با خودت به صلح و آرامش درونی برسی و رها کنی ازدواجو. اینجوری خودش میاد سمتت

یه سال نشده هنوز

خب ببین تو سه سال از من کوچیکتری ازدواج کردی و مطمعنا چنتا اومدن که از بینشون یکی و انتخاب کردی
ولی من ک 3 سال ازت بزرگترم هنوز هیچکس نیومده برام

خدا جانم شکرت                                                         آقایون درخواست ندین
من واقعا همه جوره به خودم میرسم ببین آدمای رکن اگ چیزی باشه بهم میگن و جدا از اون بار ها شاهد این ...

خب خودت یه پسر مناسب واسه ازدواج پیدا کن و با همون آشنا شو


اینجوری خیلی بهتر از اینه که تو خونه بشینی و منتظر خاستگار بمونی

[QUOTE=264800315]خب ببین تو سه سال از من کوچیکتری ازدواج کردی و مطمعنا چنتا اومدن که از بینشون یکی و انتخاب کردی ولی ...[/ من خاله ام تا سی و دو سالگی یه خاستگار هم نداشت ولی بعد ازدواج کرد واس تو هم میاد

الهی‌ گاهی نگاهی

ببین من ۱۹ سالگی با کلی بدبختی جدا شدم و دلم خیلی شکسته بود . اما سر خودمو با کارایی که دوست داشتم گرم کردم . و دیگه ازدواج و اینا برام مهم نبود . اصلا نگران ازدواج هم نبودم . اما خیلی خواستگار داشتم خیلیا میومدن سمتم با موقعیتای خوب ! منم آخرش کسیو انتخاب کردم که عاشقم بود الانم زندگیم عالیه .  خوبیای شوهرم انقدر زیاده که کسی باور نمیکنه . بعد ها که با قوانین جهان هستی آشنا شدم متوجه شدم دلیل اون همه خواستگار و عشق شدید شوهرم قانون رهایی بوده.

ببین من ۱۹ سالگی با کلی بدبختی جدا شدم و دلم خیلی شکسته بود . اما سر خودمو با کارایی که دوست داشتم گ ...

میدونی شماها ک خواستگار زیاد داشتین نمیتونید منو درک کنید
این خیلی بده ک ی دختر خواستگار نداشته باشه یا حداقل اون ی نفر نیومده باشه
خب وقتی کسی طرفم نمیاد چجوری ازدواج کنم؟

خدا جانم شکرت                                                         آقایون درخواست ندین
میدونی شماها ک خواستگار زیاد داشتین نمیتونید منو درک کنید این خیلی بده ک ی دختر خواستگار نداشته باش ...

ای بابا مگه پست هامو نخوندی گفتم رهاش کن یه مدت موضوع ازدواج و خواستگار و اینارو تا خودش بیاد سمتت

خب خودت یه پسر مناسب واسه ازدواج پیدا کن و با همون آشنا شو اینجوری خیلی بهتر از اینه که تو خونه ...

همینه ک نمیتونم هضم کنم
من تو خونه نسیتم
من شاغلم
همه جوره تو اجتماعم
کلاسای مختلف زیاد ر فتم و میرم
با آدمای زیادی در ارتباطم
آدمای زیادی منو میشناسن
مثلا بانکای دم خونمون تلفنی کاری داشته باشم انجام میدن برام چون منو میشناسن
خب شما باشی نمیگی چرا هیچکس نیست
هیچکس نمیاد 

خدا جانم شکرت                                                         آقایون درخواست ندین
[QUOTE=264800315]خب ببین تو سه سال از من کوچیکتری ازدواج کردی و مطمعنا چنتا اومدن که از بینشون یکی و ...

32 سالگی از نظر من خیلی دیره
بخاطر همینه میگم دیگ دارم قبول میکنم هیچکس منو نمیخاد

خدا جانم شکرت                                                         آقایون درخواست ندین
همینه ک نمیتونم هضم کنم من تو خونه نسیتم من شاغلم همه جوره تو اجتماعم کلاسای مختلف زیاد ر فتم و ...

حتما یه مشکلی هست خوب فکراتو بکن ببین ایراد کار کجاست


خودت حتما بهتر میدونی


من خیلی بانک نمیرم،یه بار رفتم بانک میخواستم پول واسه کسی واریز کنم

کارمند بانک شمارمو از رو فرمی که پر کرده بودم برداشته بود بهم زنگ زده بود واسه آشنایی برای ازدواج



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز