خیلیاتون منو میشناسید عاشق شوهرم بودم، متاسفانه هنوزم هستم، به خاطرش قید شهر و خانواده و حتی مهاجرتمم زدم
یه دانشجو آس و پاس بود با کمک من رشد کرد موقعیت اجتماعی خوبی به دست آورد،اوایل من کار کردم اون درس میخوند تا بتونه به جایی برسه
از یه آدم آس و پاس و الاف رسید به اینجا
تمام این سال ها جز احترام و علاقه و توجه چیزی ازش ندیدم، کسی از خانواده اش کوچکترین حرفی به من میزد خون به پا میکرد. امروز اتفاقی گوشیشو دیدم فهمیدم چند ماهه با یه زن در ارتباطه و کاملا عاشقانه باهم چت کرده بودن حتی اون زن دنبال خونه بود این واسش دنبال خونه میگشت
دیروز به منه احمق میگفت دوستم دنبال همچین خونه اییه تو دیوار واسش بگرد😂😂😂
حالم بد نمیدونم تا کجا پیش رفتن از خونه زدم بیرون مثل دیونه ها قحقحه میزدم اومد دنبالم آوردم خونه
نمیدونم چیکار کنم به کی بگم اگرم بگم کسی باورش نمیشه