ی روز قبلش نمیدونم بی خودی دعوا کردیم تو چت گف دیگه نمیخام چشم به چشت بیوفته میدونسم داره چرت میگه منو بچزونه قبل ارزش خودمو میاووردم پایین ی جواب دندون شکن بهش نمیدادم دل نازک بودم زنگ میزدم چرا اینطوری میگی بعد تا خود صب مثل خر گریه میکردم انقد گریه کردم ک عزراعیل به چشم دیدم رفتم مامانمو بغل کردم ک بتونم بخوابم الکی بهش گفتم خواب بد دیدم ولی فهمید اون عن حالمو گرفته فرداش گفتم محل سگ نمیدم شبشم هی اس ک حالم بده ببخشید با خودم گفتم ن دیگ این تو بمیری مثل تو بمیرای قبلی نی صب داشتم میرفتم دانشگا میدونس به خط خودش ج نمیدم با خط ننش زنگ زد ج ندادم بازم مامان خودمم فهمید بعد رفتم وقتی تنها شدم طاقت نیاورردم برداشتم گفتم زنگ نزن بین ما هیچی نی دیگ اونم شکاکه چرت و پرت گف قط کردیم فقط میخاد منو اذیت کنه فکن روز تولدم:) بعدش بهم اس داد به مامانت بگو زرتی زنگ نزنه به ننه من منم عصبی شدم گفتم بیا توضیح بده این گندو چرا روز تولدم زهر مار کردی مث سگ دعوا کردیم اخرش تو بغل هم گریه کردیم😭اشتی کردیم ی فیلم گرف ک چرتوپرت نمیگه دیگه خلاصه ولی ازون بدتر شد من دیگ محلش ندادم انگار یکی مثل خودم تکونم میده خودتو ناراحت نکن بخاطر این عن البته پشت گوشی لاته رو درو حقش میزارم کف دستش:/بعدازونم هی میگ ببخشید جبران میکنم ولی دلم بد شکسه من هیچوقته هیچوقت اینطوری نمیکنم باهاش مخصوصا روز تولدش چقد خوشحال بودم دارم براش نمیدونم میتونم تلافی کنم یا ن دلم نمیاد من اینطوری نیسم دوس ندارم ناراحتی طولانی پیش بیاد بنظرتون نرماله؟
گفتم میکشم اونو اگه ترکم کنه🔪انتظارم این بود منو درکم کنه💔من کشتم عشقمو همینجا علام میکنم😈این دیگه چ حکمیه عاشقو عدام میکنن🚔قاضی حکمو نده ی چندتا خواهش دارم🙏اون خودش بلد نبود رفتنو یادش دادم👣جوونمو ولش کن مادرم گناه داره از همون روز قتل کنج خونه عزاداره👵پس حکم اون چیه قاقله قلب منه💘دفاعیه ندارم این تنها ترین حرف منه💔